{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر تا پایم را خلاصه کنند

سر تا پایم را خلاصه کنند
می شوم "مشتی خاک"
که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه
یا "سنگی" در دامان یک کوه
یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس
شاید "خاکی" از گلدان‌
یا حتی "غباری" بر پنجره
اما مرا از این میان برگزیدند :
برای" نهایت"
برای" شرافت"
برای" انسانیت"
و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :
" نفس کشیدن "
" دیدن "
" شنیدن "
" فهمیدن "
و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمید
من منتخب گشته ام :
برای" قرب "
برای" رجعت "
برای" سعادت "
من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:
به" انتخاب "
به" تغییر "
به" شوریدن "
به" محبت "
وای بر من اگر قدر ندانم…
دیدگاه ها (۸)

نمی نویسم …کــه کـلـمـات را الــوده نـکـنـم بـه گـنـاه…گـنـا...

نمی نویسم …کــه کـلـمـات را الــوده نـکـنـم بـه گـنـاه…گـنـا...

سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواندکه نه از ...

وسیع باش...دلتنگ که شدیمنتظر نباش کسی دل گرفته ات را باز کند...

سر تا پایم را خلاصه کنند می شوم "مشتی خــــــــــاک" که ممکن...

سر تا پایم را خلاصه کنند می شوم "مشتی خاک" که ممکن ...

سر تا پایم را خلاصه کنند می شوم "مشتی خاک" که ممکن ...

سر تا پایم را خلاصه کنند می شوم "مشتی خاک" که ممکن ...

سر تا پایم را خلاصه کنند می شوم "مشتی خاک" که ممکن ...

سر تا پایم را خلاصه کنند می شوم "مشتی خاک" که ممکن ...

سر تا پایم را خلاصه کنند می شوم "مشتی خاک" که ممکن ...

سر تا پایم را خلاصه کنند می شوم "مشتی خاک" که ممکن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط