پارت ۱۸
پارت ۱۸
دست من نیست 🤍
...: سلام عزیزم
ا/ت: شما
...: همسر آیندت
ا/ت: اسمتون
...: بکیون
ا/ت: بازم یک هول دیگه
بکیون داشت میومد سمت منو بزور گرفت و سعی داست منو ببوسه من طبق معمول زدم جا دی*کش و پرت شد عقب انگشتامو مایه زدم و رفتم سمتش و انگشتمو زدم به تخم چشماش ایکار کردم از درد داشت داد میزد وقتی قفل دستشوی باز کردم همه اونجا بود من روم رو به تهیونگ کردن و با لبخند گفتم
ا/ت: یک هول و دختر بازی مثل اینا رو توی مهمونی نیار و اونجارو ترک کردم رفتم حیات دیدم جینا منتظرم
جینا: چرا دیر کردی
ا/ت: ببخشید بریم
جینا: بریم
(توی راه)
ا/ت: جینا چرا بهم نگفتی جونگ کوک دوست دختر داره (بغض)
جینا: من نمیدونم من الان خودمم فهمیدم (حس درک کرد)
ا/ت:(در حال اشک ریخت و گریه شدید که داره جلو اشک ریختنشو میگیره)
جینا: ببین ناراحت نبــ..
ا/ت: میتونی بگی چجوری ها بگو من اونو دوست داشتم
جینا: ا/ت بیا آروم باش خب
ا/ت: من حتی براش انگشتر گرفته بودم میخواستم امشب ازش خواستگاری کنم بگم که دوستش دارم (بغض سگی)
جینا: جدی کو
ا/ت: بیا (جعبه رو از پشت ماشین داد)
جینا چقدر قشنگه
ا/ت:برای خودت من دیگه به این احتیاج نداریم
جینا: داری شوخی میکنی معلوم نیست این قیمت چقدر من با این چیکار دارم تو شاید لازمت بشه (داد بهش)
ا/ت: خوب بیا اینو بگیر برونجا سطل آشغالی هست برو اونجا بنداز
جینا: نه اصلا من نگهش میدارم
ا/ت: باشه
چند مین بعد
ا/ت: خونتون کجاس؟(آروم و با صدای گرفته)
جینا:.........(یک چیزی تصور کنید)
ا/ت: اوک
چند مین بعد
ا/ت: همینجاست
جینا: اره مرسی رسوندیم
ا/ت: خدافظ
جینا: مواظب باش
ا/ت:( زیر لب) قول نمیدم
جینا: چی؟
ا/ت: هیچی خدافظ
جینا: بابای
ویو ا/ت
یکم خودمو خالی کنم پامو روی گاز و فشار دادم داشتم با سرعت میرفتم رفتم جای پرتگاه بالا صخره از اونجا شهر رو نگاه میکردم دیدم گوشی داشت زنگ میخوردم نگاه نکردم ببینم کیه گوشیمو خاموش کردم رفتم از صندوق یک پتو ورداشتم و رفتم توی ماشین خوابیدم و سیاهی مطلق.....
لطفا حمایت شه🫂
پشیمون نمیشی👌
#بی تی اس 🦋#رمان#جونگ کوک🦋 #جین
#جیمین🦋#تهیونگ # شوگا🦋#جیهوپ🦋
#نامجون🦋 #فیک #تک پارتی🦋#چند پارتی
#سناریو بی تی اس 🦋#سناریو #عاشقانه🦋 #مافیایی
#BTS#🦋ARYI #💜
دست من نیست 🤍
...: سلام عزیزم
ا/ت: شما
...: همسر آیندت
ا/ت: اسمتون
...: بکیون
ا/ت: بازم یک هول دیگه
بکیون داشت میومد سمت منو بزور گرفت و سعی داست منو ببوسه من طبق معمول زدم جا دی*کش و پرت شد عقب انگشتامو مایه زدم و رفتم سمتش و انگشتمو زدم به تخم چشماش ایکار کردم از درد داشت داد میزد وقتی قفل دستشوی باز کردم همه اونجا بود من روم رو به تهیونگ کردن و با لبخند گفتم
ا/ت: یک هول و دختر بازی مثل اینا رو توی مهمونی نیار و اونجارو ترک کردم رفتم حیات دیدم جینا منتظرم
جینا: چرا دیر کردی
ا/ت: ببخشید بریم
جینا: بریم
(توی راه)
ا/ت: جینا چرا بهم نگفتی جونگ کوک دوست دختر داره (بغض)
جینا: من نمیدونم من الان خودمم فهمیدم (حس درک کرد)
ا/ت:(در حال اشک ریخت و گریه شدید که داره جلو اشک ریختنشو میگیره)
جینا: ببین ناراحت نبــ..
ا/ت: میتونی بگی چجوری ها بگو من اونو دوست داشتم
جینا: ا/ت بیا آروم باش خب
ا/ت: من حتی براش انگشتر گرفته بودم میخواستم امشب ازش خواستگاری کنم بگم که دوستش دارم (بغض سگی)
جینا: جدی کو
ا/ت: بیا (جعبه رو از پشت ماشین داد)
جینا چقدر قشنگه
ا/ت:برای خودت من دیگه به این احتیاج نداریم
جینا: داری شوخی میکنی معلوم نیست این قیمت چقدر من با این چیکار دارم تو شاید لازمت بشه (داد بهش)
ا/ت: خوب بیا اینو بگیر برونجا سطل آشغالی هست برو اونجا بنداز
جینا: نه اصلا من نگهش میدارم
ا/ت: باشه
چند مین بعد
ا/ت: خونتون کجاس؟(آروم و با صدای گرفته)
جینا:.........(یک چیزی تصور کنید)
ا/ت: اوک
چند مین بعد
ا/ت: همینجاست
جینا: اره مرسی رسوندیم
ا/ت: خدافظ
جینا: مواظب باش
ا/ت:( زیر لب) قول نمیدم
جینا: چی؟
ا/ت: هیچی خدافظ
جینا: بابای
ویو ا/ت
یکم خودمو خالی کنم پامو روی گاز و فشار دادم داشتم با سرعت میرفتم رفتم جای پرتگاه بالا صخره از اونجا شهر رو نگاه میکردم دیدم گوشی داشت زنگ میخوردم نگاه نکردم ببینم کیه گوشیمو خاموش کردم رفتم از صندوق یک پتو ورداشتم و رفتم توی ماشین خوابیدم و سیاهی مطلق.....
لطفا حمایت شه🫂
پشیمون نمیشی👌
#بی تی اس 🦋#رمان#جونگ کوک🦋 #جین
#جیمین🦋#تهیونگ # شوگا🦋#جیهوپ🦋
#نامجون🦋 #فیک #تک پارتی🦋#چند پارتی
#سناریو بی تی اس 🦋#سناریو #عاشقانه🦋 #مافیایی
#BTS#🦋ARYI #💜
۱۴.۷k
۲۰ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.