part 6
(از زبان لونا ژان)
داشتم لباسامو مرتب میکردم که رو گوشیم یه پیامی اومد اول فکر کردم ریندو بهم پیام داده ولی با چیزی که دیدم دوتا شماره ناشناس هرکدوم عکس ریندو و یه دختره ای دیگه که دارن همو.......
(دوتا شمارس یکی روناعه اون یکی رانه)
از اعصبانیت میخواستم گوشیمو سمت دیوار پرت کنم و هزار تیکش کنم ولی اول عکسارو چاپ کردم با پیرینتر ریندو پخش کردم رو میز و یه نامه پره فحش براش نوشتم و سریع لباسامو جمع کردم و گوشیمو قبل از رفتم محکم زدم زمین و شکستمش سیمکارتمو هم سوزوندم
و سمت خونه خودم حرکت کردم اگه برم خونه ای خواهرم معلوم نیست چی بارم کنه سریع رسیدم خونه یه سیمکارت از کشوی میز کارم در اوردم با یه گوشیه دیگه روشنش کردم و به آکاری زنگ زدم گفتم به رزی بگه تو ماموریتا از این به بعد شرکت میکنم آکاری گفت فردا بهت خبر میدم
خیلی نیاز دارم آدم بکشم حالم خیلی بعد بود ریندو چطور تونست با من اینکارو کنه
خودمو رو تخت انداختم و تا خوده صبح گریه کردم
.....................................
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
خب برای ادامه پارت و ری اکشنه ریندو لایکا باید به 10 تا برسه
داشتم لباسامو مرتب میکردم که رو گوشیم یه پیامی اومد اول فکر کردم ریندو بهم پیام داده ولی با چیزی که دیدم دوتا شماره ناشناس هرکدوم عکس ریندو و یه دختره ای دیگه که دارن همو.......
(دوتا شمارس یکی روناعه اون یکی رانه)
از اعصبانیت میخواستم گوشیمو سمت دیوار پرت کنم و هزار تیکش کنم ولی اول عکسارو چاپ کردم با پیرینتر ریندو پخش کردم رو میز و یه نامه پره فحش براش نوشتم و سریع لباسامو جمع کردم و گوشیمو قبل از رفتم محکم زدم زمین و شکستمش سیمکارتمو هم سوزوندم
و سمت خونه خودم حرکت کردم اگه برم خونه ای خواهرم معلوم نیست چی بارم کنه سریع رسیدم خونه یه سیمکارت از کشوی میز کارم در اوردم با یه گوشیه دیگه روشنش کردم و به آکاری زنگ زدم گفتم به رزی بگه تو ماموریتا از این به بعد شرکت میکنم آکاری گفت فردا بهت خبر میدم
خیلی نیاز دارم آدم بکشم حالم خیلی بعد بود ریندو چطور تونست با من اینکارو کنه
خودمو رو تخت انداختم و تا خوده صبح گریه کردم
.....................................
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
خب برای ادامه پارت و ری اکشنه ریندو لایکا باید به 10 تا برسه
۴.۵k
۲۰ مرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.