سناریو

موضوع: وقتی عضو نهمیم و مکنه‌ایم( خواهر کوچیکتر یکی از اعضاییم)
P:1


بنگ چان « اگر بنگچان داداشت باشه رفتارش باهات چجوریه؟»::
تو به عنوان خواهر کوچیکتره چان و عضو نهم اسکیز پیش اونا زندگی میکردی..
اگر بخام رفتارش رو باهات توصیف کنم باید بگم که همیشه مثل پروانه دورت میگرده و اگر چیزی نیاز داشته باشی خیلی زود می‌ره و برات میخره حتی اگه خودت هم بهش نگی اون خیلی راحت متوجه میشه که چی نیاز داری و برات میخره..
اوایلی که رفته بودی پیششون بخاطر دوری از پدر مادرت خیلی ناراحت بودی و بنگ چان اصن از این موضوع راضی نبود چون دیگه اون خواهر کوچولوی شیطون خودش نبودی پس اون تمام تلاشش رو کرد تا به عنوان برادر بزرگترت کاری بکنه که جای خالی پدر و مادرت رو احساس نکنی..که البته از اینم بگذریم که بعضی وقتا یکاری باهات می‌کنه که خودت از اینکه خواستی عضو نهم اونا باشی پشیمون بشی و ما هم اصن نمی‌دونم که دلیلش سر تمرینات و آهنگ و این چیزاست🙄
ووو اینم بگم که چان خیلی روت حساس بطوری که اگر یه پسر تو کنسرت یا فنساین اذیتت کنه یا بهت دست بزنه...بنگ چان اول اون پسره بیچاره رو به غلط کردن میدازه بعدش تور به چوخ...ععع نه نه بعدش تورو به غلط کردن میندازه☺️

« اگه خواهر کوچیکتر چان باشی رفتار اعضا باهات چجوریه؟»::
خب درسته که تو خیلی شیطون بودی ولی جدا از اینا بعضی وقتا اخلاقت خیلی شبیه بنگچان میشد طوری که همه حتی اعضا هم ازت وحشت میکردن شاید بپرسید چرا؟ الان میگم...
یروز که رو مبل نشسته بودی و داشتی با گوشیت بازی میکردی لینو اومد کنارت بشینه ولی خب از اون جایی که رسما رو مبل لم داده بودی نمیتونست درست بشینه پس ازت خواهش کرد که یکم بری اون طرف تر و تو جوری غرق بازی بودی که صداشو نشنیدی، لینو چندبار دیگه هم صدات کرد ولی تو باز هم متوجه نشدی بخاطر همون یدونه آروم زد به شونت که تو دستت تکون خورد و بخاطر همین بازیتو باختی و چون خیلی زیاد برای رسیدن به این مرحله تلاش کرده بودی یهو سر لینو داد زدی و با یه نگاه مرگ بار اونجا ترک کردی..
بعد از اون درسته که لینو از دستت ناراحت شده و بود و وقتی هم چان اینو فهمید مجبورت کرد که بری ازش معذرت خواهی کنی، ولی در کل بازم بعضی از اعضا ازت میترسیدن چون اون جوری که تو داد زدی حتی خود چان هم داد نمیزنه😅
ولی جدا از اینا پسرا خیلی خوب باهات رفتار میکنن نه بخاطر اینکه خواهر بنگچانی چون تو تنها دختر گروه بودی و اونا همشون خیلی دوست داشتن پس بخاطر همین همیشه هواتو داشتن و مثل برادر خودت ازت مراقبت میکردن..

( تا وقتی که چندپارتی چانگبین و گونووک رو بنویسم پارت های این سناریو رو میزارم یدونه که الان گذاشتم یدونش هم شب میزارم😅🦊)
دیدگاه ها (۱۹)

《عضو نهمی و بد جوری عاشقت میشه》یک سالی میشد که تازه عضو گروه...

سناریو(درخواست یکی از فرشته ها بود)(وقتی رو صحنه اجرای مثبت ...

خیلی خوبه که یه نفر رو داشته باشي که تمام جزئیاتت رو بدونه،ن...

سناریو استری کیدز وقتی

#سناریوموقعیت🎀: وقتی اومدن خاستگاری■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■...

اون روز جنی و دوتا دیگه از اعضا داشتم شنا می کردن تو دریا که...

(ادامه پارت قبل)چان: برای چی برگشتی؟ا.ت: چان من.. من نمیتونم...

شوهرییی🔥🔥🔥🧡موقع ورودشون🥹🤏چقد نازاننننسونگمین امروز میکروفون ...

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)بنگچان/ا.تساعت ۸ خوبه؟باشه پس منت...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p3 اخر(چند شب بعد)کم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط