قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها (قسمت دوم)
ده سال سکوت، ده سال طوفان خاموش
استراتژی امام حسین (ع) در این ده سال چه بود؟
امام حسین (ع) در این فضا،
چهار کار همزمان انجام داد:
یکم: نگه داشتن چراغ تشیع
امام در مدینه ماند.
هر روز با شیعیان ملاقات میکرد.
تفسیر قرآن میگفت.
به سوالات فقهی پاسخ میداد.
شبها در کنار قبر پیامبر (ص) نماز میخواند و گریه میکرد.
او میخواست به جهان اسلام بگوید:
«من هستم. فرزند پیامبر هستم.
خونهایی که ریخته شده، فراموش نمیشود.»
دوم: تربیت نخبگان یا همان انسانهای کامل
همان کاری که پدرش امام علی (ع) با کمیل و میثم کرد،
امام حسین (ع) هم ادامه داد.
حبیب بن مظاهر، مسلم بن عقیل،
و دهها جوان دیگر،
در همین ده سال،
در مکتب امام حسین (ع) بزرگ شدند.
نیروسازی کرد، بیآنکه رسانهای شود.
تشکیلات ساخت، بیآنکه معاویه بفهمد.
سوم: افشای ماهیت معاویه، نه جنگ با او
امام حسین (ع) بارها با معاویه نامهنگاری کرد.
نامههایی آتشین، اما غیرنظامی.
در یکی از آنها نوشت:
«تو دین را سپر دنیایت کردهای.
اسلامی که امروز بر منابر میخوانی،
اسلام پیامبر نیست.
اسلام اموی است.»
این نامهها دستبه دست میچرخید.
نسخه دوم «جهاد تبیین» بود؛
جهاد با کلمه، نه با شمشیر.
چهارم: صبر تا زمان مناسب
امام حسین (ع) میدانست که هنوز زمان قیام نیست.
معاویه پیر بود و به زودی میمُرد.
با مرگ او، خلأ قدرتی ایجاد میشد که میشد از آن استفاده کرد.
اگر امام در زمان معاویه قیام میکرد،
همه متحد میشدند:
شام، مصر، اشراف حجاز، خوارج.
اما با مرگ معاویه، این ائتلاف از هم میپاشید.
پس صبر کرد. صبری هوشمندانه، نه از سر ترس.
سال ۶۰ هجری: معاویه مُرد، نقابها افتاد
معاویه در نیمه رجب سال ۶۰ هجری مُرد.
اما قبل از مرگ، پسرش یزید را ولیعهد کرده بود.
کاری که در تاریخ اسلام بیسابقه بود.
خلافت را به سلطنت موروثی تبدیل کرده بود.
یزید کیست؟
جوانی که شراب میخورد، سگبازی میکرد،
با میمونها سرگرم بود،
و از دین، فقط نامی میدانست.
نه از نماز خبری، نه از قرآن، نه از پیامبر.
حالا این یزید،
خلیفه مسلمین شده بود.
و از همه والیان بیعت میگرفت.
از جمله از امام حسین (ع).
امام چه کرد؟
نه شمشیر کشید (هنوز وقتش نبود)،
نه بیعت کرد (بیعت با یزید یعنی قبول سلطنت موروثی).
بلکه از مدینه خارج شد.
به سمت مکه حرکت کرد.
همان کاری که پیامبر (ص) کرد وقتی از مکه به مدینه هجرت نمود.
هجرت سیاسی.
«نه»ای که با پا گفته میشود، نه با شمشیر.
🕌 قرارگاه بصیرت «خَسف»
وعدهگاه باطل با نابودی، و حق با پیروزی
#خسف #امام_حسین #استراتژی_حسین #جهاد_تبیین #صبر_راهبردی #معاویه #یزید #قرارگاه_بصیرت
استراتژی امام حسین (ع) در این ده سال چه بود؟
امام حسین (ع) در این فضا،
چهار کار همزمان انجام داد:
یکم: نگه داشتن چراغ تشیع
امام در مدینه ماند.
هر روز با شیعیان ملاقات میکرد.
تفسیر قرآن میگفت.
به سوالات فقهی پاسخ میداد.
شبها در کنار قبر پیامبر (ص) نماز میخواند و گریه میکرد.
او میخواست به جهان اسلام بگوید:
«من هستم. فرزند پیامبر هستم.
خونهایی که ریخته شده، فراموش نمیشود.»
دوم: تربیت نخبگان یا همان انسانهای کامل
همان کاری که پدرش امام علی (ع) با کمیل و میثم کرد،
امام حسین (ع) هم ادامه داد.
حبیب بن مظاهر، مسلم بن عقیل،
و دهها جوان دیگر،
در همین ده سال،
در مکتب امام حسین (ع) بزرگ شدند.
نیروسازی کرد، بیآنکه رسانهای شود.
تشکیلات ساخت، بیآنکه معاویه بفهمد.
سوم: افشای ماهیت معاویه، نه جنگ با او
امام حسین (ع) بارها با معاویه نامهنگاری کرد.
نامههایی آتشین، اما غیرنظامی.
در یکی از آنها نوشت:
«تو دین را سپر دنیایت کردهای.
اسلامی که امروز بر منابر میخوانی،
اسلام پیامبر نیست.
اسلام اموی است.»
این نامهها دستبه دست میچرخید.
نسخه دوم «جهاد تبیین» بود؛
جهاد با کلمه، نه با شمشیر.
چهارم: صبر تا زمان مناسب
امام حسین (ع) میدانست که هنوز زمان قیام نیست.
معاویه پیر بود و به زودی میمُرد.
با مرگ او، خلأ قدرتی ایجاد میشد که میشد از آن استفاده کرد.
اگر امام در زمان معاویه قیام میکرد،
همه متحد میشدند:
شام، مصر، اشراف حجاز، خوارج.
اما با مرگ معاویه، این ائتلاف از هم میپاشید.
پس صبر کرد. صبری هوشمندانه، نه از سر ترس.
سال ۶۰ هجری: معاویه مُرد، نقابها افتاد
معاویه در نیمه رجب سال ۶۰ هجری مُرد.
اما قبل از مرگ، پسرش یزید را ولیعهد کرده بود.
کاری که در تاریخ اسلام بیسابقه بود.
خلافت را به سلطنت موروثی تبدیل کرده بود.
یزید کیست؟
جوانی که شراب میخورد، سگبازی میکرد،
با میمونها سرگرم بود،
و از دین، فقط نامی میدانست.
نه از نماز خبری، نه از قرآن، نه از پیامبر.
حالا این یزید،
خلیفه مسلمین شده بود.
و از همه والیان بیعت میگرفت.
از جمله از امام حسین (ع).
امام چه کرد؟
نه شمشیر کشید (هنوز وقتش نبود)،
نه بیعت کرد (بیعت با یزید یعنی قبول سلطنت موروثی).
بلکه از مدینه خارج شد.
به سمت مکه حرکت کرد.
همان کاری که پیامبر (ص) کرد وقتی از مکه به مدینه هجرت نمود.
هجرت سیاسی.
«نه»ای که با پا گفته میشود، نه با شمشیر.
🕌 قرارگاه بصیرت «خَسف»
وعدهگاه باطل با نابودی، و حق با پیروزی
#خسف #امام_حسین #استراتژی_حسین #جهاد_تبیین #صبر_راهبردی #معاویه #یزید #قرارگاه_بصیرت
- ۳۹.۲k
- ۰۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط