عاشقانه

چه دنیای قشنگی داشتم ، روزی کنار تو
قرارم بودی و هر لحظه بودم بیقرار تو
چه دنیای قشنگی داشتم، دست تو در دستم
تمام مردمان در حیرت و محوِ وقارِ تو
نوازشهای دستانت میان تار موهایم
زمین و آسمان غرقِ تماشای سه تار تو
تو را از عمق جانم می‌پرسیدم تمام عمر
شبیه گردش ماهی که چرخد در مدار تو
ولی دنیای من با رفتنت در سوگ و ماتم شد
خزان شد عمر کوتاهت ، چرا در نوبهار تو؟؟
به رویایم صدا کردم تو را هر شب نرو برگرد
نگاهم خیره مانده روی عکس یادگار تو
نبودت را نمی‌خواهم که هرگز باور من نیست
سراپا سوختم  با دیدن سنگ مزار تو
از آن روزی که رفتی شد جهان در چشمِ من تاریک
شدم مجنونِ بی لیلی و هر دم سوگوارِ تو

‌‌‎‌
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط