خیز، ای بنده محروم و گنهکار بیا

خیز، ای بنده محروم و گنهکار بیا
یک شب ای خفته غفلت زده بیدار بیا

بس شب و روز که در زیر لَحَد خواهی خفت
دَم غنیمت بشمار امشب و بیدار بیا

شب فیض است و در توبه و رحمت باز است
خیز، ای عبد پشیمان و خطاکار بیا

پرده شب که بود آیت ستّاری من
دور از دیده مردم، به شب تار بیا

این تویی، بنده آلوده و شرمنده من
این منم، خالق بخشنده ستّار بیا

مگشا دست نیازت به عطای دگران
دل به من بسته و بگسسته ز اغیار بیا

فرصت از دست مده، می گذرد این لحظات
منشین غافل و بی حاصل و بیکار بیا
دیدگاه ها (۱)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۵۰_مطب های "دکتر روا...

خیز، اى بنده محروم و گنهکار بیا یک شب اى خفته غفلت زده ،بیدا...

خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگربار بیادفع مده دفع مده ای مه عی...

خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگربار بیادفع مده دفع مده ای مه عی...

خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگربار بیادفع مده دفع مده ای مه عی...

خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگربار بیادفع مده دفع مده ای مه عی...

خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگربار بیا دفع مده دفع مده ای مه ع...

عاشقی از فرط عشق آشفته بود بر سر خاکی بزاری خفته بودرفت معشو...

( نـیــمــــه شـــب )نیمه شب در بسترم افکند خود را یار...

نیمه شب در بسترم افکند خود را یار و گفتبوسه میخواهی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط