درد آن‌قدر گسترده بود که اشک‌ها

درد آن‌قدر گسترده بود که اشک‌ها
نمی‌دانستند بر کدام نام . .
بر کدام شهر . .
بر کدام زخم فرو بریزند . .

#اشک
#درد
#زخم
#گسترده
#حنا_لاو
دیدگاه ها (۶)

یک نفر در من

کاش هیچ‌وقت نمی‌فهمیدمچقدر دوستت دارم؛شاید آن‌وقتاین‌قدر سخت...

♔⃮🪶𝄠꯭꯭‌ بعضی آدم‌ها در سکوت نمی‌شکنند؛ فقط آن‌قدر از درون می...

«آن‌قدر دلتنگت مانده‌ام که دیگر اشک هم توانِ تسکین این دلِ خ...

اگر حجاب بی اثر بود،آن قدر برای برداشتنشتلاش نمی کردند.━━━━━...

اندوه تمام نمی‌شود!تو آن قدر وسیع می‌شوی،که اندوه در تو گم م...

انسانها معمولا، قدر لحظه‌های خوبشانرا نمی‌دانند، تا زمانی که...

آن‌قَدَر خوبی که در واژه نمی‌گنجم تو راوسعت مهرتمرا تا بی‌ک...

اما…هیچ انسانی،به اندازهٔ کسی که از دوست‌داشتنِ آدمِ اشتباه ...

تصاویر آخر الزمانی خیابان های فرانسه جهان را در بهت و حیرت ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط