{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب

شب
روی تخت من دراز كشيده
هی از تو حرف می‌زند
اين ساعت بی‌حوصله هی حرف می‌زند
هی زبانش می‌گيرد

مرا كشت تا بگويد صبح !
آی رويای چند ساله‌ی شب های تاريک
تو نيمه‌ی ماهی بودی
كه دريا
چروك‌ ات كرده بود!
با توام
رويای غرق شده‌ی من
تمام صدف‌ها در آغوش تو
خواب مرواريد می‌بينند‌!
يادت باشد كه من
تنها پيشانی‌ات را بوسيدم
در رويايی دور!

#بکتاش_آبتین

شبخوش🕊
دیدگاه ها (۰)

My best friend

پارت ۲جونگکوک اونجا نشسته بود.سرش رو بالا آورد.«تو اینجا چی ...

🖤 مافیای منقسمت ششم | شکات با همان حالت لجبازانه جلوی در ایس...

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

......//برده ی زیبا//......

Part 3

The Last Shadow

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۳✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

پارت 44╭─ 🎀🦋 𝑽𝒊𝒆𝒘 𝑯𝒚𝒖𝒏 𝑾𝒐𝒐 🦋🎀 ─╮دایی: آهان... فهمیدم! 😏آت: چ...

پارت هفت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط