درِ انبار با ضربه باز شد.

درِ انبار با ضربه باز شد.

جونگکوک همراه اعضا وارد شد.

نامجون، جیمین، تهیونگ، شوگا و جین دو طرفش ایستاده بودند.

سکوت سنگینی فضا را پر کرده بود.

مین‌هو لبخند زد.

«بالاخره اومدی.»

جونگکوک نگاهش را دور انبار چرخاند.

تا اینکه چشمش به خودم افتاد.

گوشه‌ی لبش بالا رفت.

یک نیشخند آرام.

انگار از اول می‌دانست اینجا هستم.

مین‌هو گفت: «دنبال پرونده اومدی؟»

جونگکوک بی‌تفاوت جواب داد: «نه.»

چند قدم جلو آمد.

نگاهش هنوز روی خودم بود.

بعد با صدایی محکم گفت:

«دختره رو بده.»

چند نفر از افراد مین‌هو اسلحه‌هایشان را بالا آوردند.

جیمین پوزخند زد.

تهیونگ دستش را روی اسلحه‌اش گذاشت.

شوگا فقط ساکت نگاه می‌کرد.

مین‌هو خندید.

«برای یه جاسوس این همه راه اومدی؟»

جونگکوک بدون اینکه نگاهش را از خودم بردارد، گفت:

«گفتم... دختره رو بده.»

فضا سنگین‌تر شد.

انگشتم بی‌اختیار مشت شد.

صدای کشیده شدن گلنگدن چند اسلحه همزمان داخل انبار پیچید.

فقط کافی بود یکی ماشه را بکشد...



چون کم بود شرط کمه
لایک =۱۰
کامنت=۵


لایک و کامنت فراموش نشه⁦(⁠◍⁠•⁠ᴗ⁠•⁠◍⁠)⁠❤⁩)

#چندشاتی_جونگکوک
#فیک_جونگکوک
#چندپارتی_جونگکوک***
جونگکوک #تصور جونگکوک #تکپارتی کوک#بی تی اس#bts#jungkook
Bts #BTS_ARMY_JIN_SUGA_J_HOPE_RM_JIMIN_V_JUNGKOOK
#فیک جونگکوک #سناریو بی تی اس #سناریو جونگکوک
#jungkook
#jungkook🐰****************
***
دیدگاه ها (۰)

part درِ انبار با ضربه باز شد.جونگکوک همراه اعضا وارد شد.نام...

گوگولییی. بی تی اس. بلک پینک. بیبی مانستر. استری کیدز.

میخونمش و میزارم. بلک پینک. بی تی اس. بیبی مانستر کاور

بی تی اس. BTS

لیسا. استری کیدز. بی تی اس. بلک پینک. بیبی مانستر. اکسو

#بی‌تی‌اس #بلک‌پینک #بیبی‌مانستر #استری‌کیدز #فلیکس #جونگکوک...

#بی‌تی‌اس #بلک‌پینک #بیبی‌مانستر #استری‌کیدز #فلیکس #جونگکوک...

#بی‌تی‌اس #بلک‌پینک #بیبی‌مانستر #استری‌کیدز #فلیکس #جونگکوک...

بی تی اس. BTS

فلیکس و لیسا. بی تی اس. بلک پینک. بیبی مانستر. استری کیدز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط