{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشاتو روی من وا کن

چشاتو روی من وا کن
میدونم خیس بارونی
تو از من خسته ای ،آره
دیگه پیشم نمی مونی
نرو تنهام نذار نورم
واسه دستام پناهی باش
منو تنها نذار اینجا
جلو پاهام یه راهی باش
نگاهم کن ،نگاهم کن 
تو اون لحظه که داری از پیشم میری
میفهمم حال و روزت رو
تو از این زندگی سیری
نگاه کن،نگاه کن
این خیابونم ،اسیر رقص بارونه
همیشه ،همیشه بغض این ابرها
تو یاد کوچه می مونه....
دیدگاه ها (۲)

من پذیرفتم شکست خویش راپندهای عقل دور اندیش رامن پذیرفتم که ...

مَــــن خوبم ، مَــــن آرامَــم ... مَــــن قول داده ام !فقط...

به جهنم که پیر می‌‌شوی دیوانه !!چروکِ زیر چشمانت..همانقدر زی...

فراموشم نکن...شاید سالها بعد در گذر جاده ها ، بی تفاوت از کن...

یه لحظه تصور کن وارد یه دنیای پر از کاریزما، استایل و انرژی ...

اعتماد پارت|۱۹۱|

رقص سایه‌ها | پارت ۲۸: بازگشت به عمارتِ تاریکوقتی به هوش اوم...

love in the dark⑧⑦کوکبرگشتم خونههوجو: جونگکوک اومدی کوک: سلا...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت دوازدهم ۱۲

مخلوطی از عشقو مرگ پارت ۶ات: جیمین بهت گفتم وقتش باشه خودممم...

p36

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط