{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از مستی هراسم نیست،

من از مستی هراسم نیست،
ازآن مستان بی مقدارمی ترسم!
زعشق هرگز نترسیدم ؛
گریزانم از آن عاشق که یک دل دارد و یکصد هزار دلبر !!
و نام عشق را بر خاک میمالد ...
و هر دم در خیال خویش تمنای نگار تازه ای دارد !!!
ز تنهائی مرا پروا نبود هرگز ؛
از آن تن ها ...
که بر تن میزنند چنگی ز نامردی ...
گریزانم !!!!
در این آشفته بازار رفاقت ها ...
به دنبال رفیقی ناب میگردم،
زهی باطل خیالم را ...
که من مخمور و اینک در پی یک خواب میگردم ...............!!
دیدگاه ها (۱۱)

ﭼﻪ ﺷﻴﺮﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻭﻗﺘﻲ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺩﻭﺳﺘﻲ ، ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺩﻫﺮ ﺗﺎﺑﻨﺪﻩﺍﺳﺖﭼﻪ ﺷﻴﺮ...

ﻳﮑﻲ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡﻭﻟﻲ ﺍﻓﺴﻮﺱ ﺍﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﺪﻧﮕﺎﻫﺶ ﻣﻴﮑﻨﻢ ﺷﺎﻳﺪﺑﺨﻮ...

ﺟﺎﻥ ﻣﯿﺪﻫﻢ ﺑﻪ ﮔﻮﺷﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖﺳﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﺎﺯﯾﺎﻧﻪ ﺍﻭ ﺧﻢ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ...

ﺯﻣﺎﻥ ﻧﻤﻲ ﮔﺬﺭﺩ ﻋﻤــــﺮ ﺭﻩ ﻧﻤﻲ ﺳﭙﺮﺩﺻــﺪﺍﻱ ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻤﺎﻃﻪ ﺑﺎﻧﮓ ﺗﮑﺮﺍ...

من از مستی هراسم نیست ، از آن مستان بی مقدار می ترسم !ز عشق ...

من از مستی هراسم نیست، از آن مستان بی مقدار می ترسم!ز عشق هر...

من از مستي هراسم نيست ، از آن مستان بی مقدار مي ترسم !ز عشق ...

من از مستي هراسم نيست ، از آن مستان بی مقدار مي ترسم !ز عشق ...

من از مستي هراسم نيست ، از آن مستان بی مقدار مي ترسم !ز عشق ...

من از مستی هراسم نیست ، از آن مستان بی مقدار می ترسم ! ز عشق...

من از مستی هراسم نیست ، از آن مستان بی مقدار می ترسم ! ز عشق...

من از مستی هراسم نیست ، از آن مستان بی مقدار می ترسم ! ز عشق...

من از مستي هراسم نيست ، از آن مستان بی مقدار مي ترسم !ز عشق ...

من از مستی هراسم نیست ، از آن مستان بی مقدار می ترسم !ز عشق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط