ادامه داستان قبلی....
ادامه داستان قبلی....
ی شب دلبراز سرنوشتش عکس خواس اونم چیزی نگف راضی شدولی بعدهاzخواست دلبرعکسارو پاک کنه بخاطر این عکسای بحثی شدوz ازدلبرخواست بره دلبربغضش توگلوش موندچیزی نگف چون حتی نمیدونست دوسش داره یا ن واسه اینه تصمیم گرف بره وباسرنوشتش خداحافظی کنه وااااای خدا،تواون لحظه خداحافظی دنیاش اعتراف کرد که دوسش داره ولی این کلمه دردشو بیشترکرد چون میدونست هرچنددوسش داره ولی نمیتونه باش بمونه تواون شب ازهم جداشدن فقط دوروزشب بعدش سرنوشت برگشت وفقط بش سلام کرددلبرهم چون ازخداش بودباش حرف زدولی سرنوشت دیگه اون سرنوشت قدیم نبوددیگه مث قبل حتی پیام هم بش نمیدادگذشت وگذشت تادل سرنوشت کنده شدالان دیگه این دوتاخیلی ازهم دورن خیییلی ولی تااین وقتم دلبر دلشو نتونست پس بگیره ولی بیخی باخاطرات هم میتونه زنده بمونه اخه عشق همیشه به هم رسیدن نیس وحاصل عشق یک طرفه همینه
ی شب دلبراز سرنوشتش عکس خواس اونم چیزی نگف راضی شدولی بعدهاzخواست دلبرعکسارو پاک کنه بخاطر این عکسای بحثی شدوz ازدلبرخواست بره دلبربغضش توگلوش موندچیزی نگف چون حتی نمیدونست دوسش داره یا ن واسه اینه تصمیم گرف بره وباسرنوشتش خداحافظی کنه وااااای خدا،تواون لحظه خداحافظی دنیاش اعتراف کرد که دوسش داره ولی این کلمه دردشو بیشترکرد چون میدونست هرچنددوسش داره ولی نمیتونه باش بمونه تواون شب ازهم جداشدن فقط دوروزشب بعدش سرنوشت برگشت وفقط بش سلام کرددلبرهم چون ازخداش بودباش حرف زدولی سرنوشت دیگه اون سرنوشت قدیم نبوددیگه مث قبل حتی پیام هم بش نمیدادگذشت وگذشت تادل سرنوشت کنده شدالان دیگه این دوتاخیلی ازهم دورن خیییلی ولی تااین وقتم دلبر دلشو نتونست پس بگیره ولی بیخی باخاطرات هم میتونه زنده بمونه اخه عشق همیشه به هم رسیدن نیس وحاصل عشق یک طرفه همینه
- ۱.۶k
- ۲۱ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط