{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی آرزو چه سود دگر زندگانیم

بی آرزو چه سود دگر زندگانیم
موی سپید بر سر من تاخت ای دریغ
پیچید روزگار کفن بر جوانیم
گاهی به سوی مسجد و گاهی به میکده
ای عشق دربدر به کجا میکشانیم
چون شمع در سکوت شبستان انزوا
بگداخت جان ز حسرت بی همزبانیم
در خاکپای دوست فکندم سر از غرور
این است با فلک سبب سرگرانیم
ایکاش پای بند قفس بود جان من
تا وا رهد دل از غم بی همزبانیم
از زندگی ملولم و در خویشتن اسیر
ای مرگ همتی که ز خود وارهانیم
چون گردباد چند پیچم به پای خویش؟
ای روزگار از چه به سر میدوانیم
مانند لاله سر به بیابان نهد ز سوز
هر کس که بشنود غم سوز نهانیم
دیدگاه ها (۱)

گوش زمین به ناله من نیست آ شنامن طایر شکسته پر آسمانیمگیرم ک...

‏از زندگانیم گله دارد جوانیمشرمنده جوانی از این زندگانیمدارم...

از زندگانیم گله دارد جوانیمشرمنده جوانی از این زندگانیمدارم ...

از زندگانیم گله دارد جوانیمشرمنده جوانی از این زندگانیمدارم ...

از زندگانیم گله دارد جوانیمشرمنده ی جوانی از این زندگانیمدار...

از زندگانیم گله دارد جوانیمشرمنده جوانی از این زندگانیمدارم ...

از زندگانیم گله دارد جوانیمشرمنده جوانی از این زندگانیمدارم ...

از زندگانیم گله دارد جوانیمشرمنده جوانی از این زندگانیمدارم ...

⏭️🎶 #استاد_شهریار 🎵🎙️از زندگانیم گله دارد جوانیمشرمنده جوانی...

از زندگانیم گله دارد جوانیمشرمنده جوانی از این زندگانیمدارم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط