مافیایه عشق P:52
فلیکس با خجالت سرش رو تکان داد و دستش رو سمت پیراهن هیونجین برد اروم از شلوارش بیرون کشید و باقی دکمه های رو باز کرد هیونجین ازش فاصله گرفت و با چشمانی خمار ولی خسته به چشم های خجالتی فلیکس نگاه کرد فلیکس دستش رو بالا برد و پیراهن رو از روی شونه هایش سر داد و از دست هاش ازادش کرد و اون رو کنارشون گذاشت و سمت کمربندش رفت اونم اروم باز کرد و روی پیراهنش گذاشت و دستش رو روی دکمه شلوارش گذاشت که صدای هیونجین متوقفش کرد
هیونجین: بسه فلیکس ...وگرنه برات بد میشه
فلیکس اروم سری تکان داد و دستاش رو بالا اورد و روی سینه هیونجین گذاشت و کمی بهشون نگاه کرد از اختلاف رنگشون خوشش میومد هیونجین دیگه تحمل این کیوت خجالتی رو نداشت
هیونجین: فلیکس داری دیونم میکنی
فلیکس شوکه نگاهش کرد
فلیکس: من...من که کاری نکردم
هیونجین خیلی اروم جوری که فلیکس نفهمه گفت
هیونجین: خودت نمیدونی ولی داری خیلی کار ها با قلب یخی من میکنی
فلیکس: چی گفتی؟
هیونجین دستش رو پشت سر گذاشت و سمت خودش کشید و لبهاش رو وارد دهنش کرد فلیکس اول کمی شوکه شد ولی بعد اونم هیونجین رو همراهی کرد و عمیق همدیگه رو میبوسیدن
هیونجین اروم ازش جدا شد
هیونجین: اههه لعنتی تو عالی هستی
بعد از اتمام حرفش بوسه ای روی چشم های بسته اش گذاشت و کمی عقب رفت که فلیکس بهش نگاه کرد
هیونجین: تو بخواب منم میرم دوش بگیرم میام پیشت باشه؟
ایندفعه فلیکس بوسهی کوتاهی روی لبهایش گذاشت
فلیکس: باشه
هیونجین لبخندی زد و یکدفعه نیشگونی از نوک سینه فلیکس گرفت که فلیکس با درد سریع دست روی سینه اش گذاشت و با تعجب نگاهش کرد
فلیکس: اههه دردم اومد چه کار میکنی؟
هیونجین پوزخندی زد
هیونجین: بیبی میخواهی درد واقعی رو نشونت بدم
فلیکس شوکه هلش داد و دراز کشید و پتو رو روی خودش کشید
فلیکس: میخوام بخوابم تو هم برو حموم شبت بخیر
هیونجین اروم خندید سری تکان داد و بلند شد
هیونجین: شب بخیر فلیکسم...
و بعد از برداشتن حوله سمت حموم رفت بعد از ربع ساعت از حموم بیرون اومد لباس پوشید و کمی موهاش رو با حوله خشک کرد سمت فلیکس رفت و کنارش درازکشید و دستش رو زیر سرش برد و سمت خودش کشوندش که فلیکس ناله ارومی کرد و سرش روی سینه اش گذاشت هیونجین لبخندی زد و بوسه ای روی موهاش گذاشت و پتو رو روی خودشون تنظيم کرد و هر دو عمیق خواب رفتن ...
#فیک #استری_کیدز #هیونجین #هوانگ_هیونجین #فلیکس #لی_فلیکس #استریکیدز #هیونلیکس
هیونجین: بسه فلیکس ...وگرنه برات بد میشه
فلیکس اروم سری تکان داد و دستاش رو بالا اورد و روی سینه هیونجین گذاشت و کمی بهشون نگاه کرد از اختلاف رنگشون خوشش میومد هیونجین دیگه تحمل این کیوت خجالتی رو نداشت
هیونجین: فلیکس داری دیونم میکنی
فلیکس شوکه نگاهش کرد
فلیکس: من...من که کاری نکردم
هیونجین خیلی اروم جوری که فلیکس نفهمه گفت
هیونجین: خودت نمیدونی ولی داری خیلی کار ها با قلب یخی من میکنی
فلیکس: چی گفتی؟
هیونجین دستش رو پشت سر گذاشت و سمت خودش کشید و لبهاش رو وارد دهنش کرد فلیکس اول کمی شوکه شد ولی بعد اونم هیونجین رو همراهی کرد و عمیق همدیگه رو میبوسیدن
هیونجین اروم ازش جدا شد
هیونجین: اههه لعنتی تو عالی هستی
بعد از اتمام حرفش بوسه ای روی چشم های بسته اش گذاشت و کمی عقب رفت که فلیکس بهش نگاه کرد
هیونجین: تو بخواب منم میرم دوش بگیرم میام پیشت باشه؟
ایندفعه فلیکس بوسهی کوتاهی روی لبهایش گذاشت
فلیکس: باشه
هیونجین لبخندی زد و یکدفعه نیشگونی از نوک سینه فلیکس گرفت که فلیکس با درد سریع دست روی سینه اش گذاشت و با تعجب نگاهش کرد
فلیکس: اههه دردم اومد چه کار میکنی؟
هیونجین پوزخندی زد
هیونجین: بیبی میخواهی درد واقعی رو نشونت بدم
فلیکس شوکه هلش داد و دراز کشید و پتو رو روی خودش کشید
فلیکس: میخوام بخوابم تو هم برو حموم شبت بخیر
هیونجین اروم خندید سری تکان داد و بلند شد
هیونجین: شب بخیر فلیکسم...
و بعد از برداشتن حوله سمت حموم رفت بعد از ربع ساعت از حموم بیرون اومد لباس پوشید و کمی موهاش رو با حوله خشک کرد سمت فلیکس رفت و کنارش درازکشید و دستش رو زیر سرش برد و سمت خودش کشوندش که فلیکس ناله ارومی کرد و سرش روی سینه اش گذاشت هیونجین لبخندی زد و بوسه ای روی موهاش گذاشت و پتو رو روی خودشون تنظيم کرد و هر دو عمیق خواب رفتن ...
#فیک #استری_کیدز #هیونجین #هوانگ_هیونجین #فلیکس #لی_فلیکس #استریکیدز #هیونلیکس
- ۵۴.۵k
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط