گفتیم نمی‌گذره! گذشت

گفتیم نمی‌گذره! گذشت
گفتیم مگه می‌شه؟ شد
گفتیم محال ممکنه! ممکن بود
گفتیم باورم نمی‌شه! باورمون شد
گفتیم نمی‌گذرم! گذشتیم
گفتیم نمی‌بخشم! بخشیدیم
گفتیم حرف می‌زنم! سکوت کردیم
گفتیم از پسش برنمیایم! اومدیم
گفتیم دیگه طاقت نمیارم! طاقت آوردیم
گفتیم تنهایی‌ مگه می‌شه؟ تنهایی شد
هرچی گفتیم و فکر کردیم طور دیگه‌ای شد!
باور پشت باور یا قوی تر شد
یا نابود شد و از بین رفت!
این شدن و نشدن‌ها شد
تا بشینیم گوشه‌ی زندگی
پا رو پا بندازیم
بزنیم رو شونه‌ی خودمون
افتخار کنیم که
میونِ این شدن‌ها و نشدن‌ها تبدیل به آدم بهتری شدیم!
دیدگاه ها (۰)

عشق عینهو جنگ میمونه

* جونگ‌کوک: مگه همین الان ۶ ماه نشده که تورمون رو شروع کردیم...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۹لیویا POVگذر ثانی...

پارت چهارم ویو ات توی ماشین ! الا و لارا سوار ماشین ات شدن و...

چند پارتی از جانگ کوکرمان: وصلتِ آتش و یخقسمت اول: خبرِ بمب‌...

سلام ، خداوند متعال ازدواج رو برای ما انسان ها برای آرامش رو...

Cold melody part 9سه هفته از اون روزِ فاجعه گذشت. رابطه‌یِ م...

هیچی دردناک‌تر از این نیست که همون آدمی که تا دیروز بهت حس د...

🥀 قسمت هشتم فاطمه چه کسی بود؟تا اینجا شاید فکر کرده با...

پارت ۱۸ — آخرین روز دانشگاه 🎓🌸روز فارغ‌التحصیلی بالاخره از ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط