گاه خودم را جای خدا می‌گذارم!

گاه خودم را جای خدا می‌گذارم!
از بالاترین نقطه به زمین و آدم هایش نگاه میکنم؛
چقدر سخت است همه را به یک چشم دیدن و دم نزدن...!

دزدی، گناه، دروغ، کلاه گذاشتن یکی برسردیگری، معاملاتِ عجیب و غریب با سودهای کلان در چند قدمیِ کودکانِ کار،
چطور می‌توان اینهمه ناملایمتی را دیدو دم نزد؟!
چرا هرآنچه که دست انسان هاست به نامنظم ترین شکل ممکن پیش می‌رود و درصدی هم قابل پیش بینی نیست...
اما نظم جهانِ هستی پیوسته برپاست، بی کم و کاست...!

در آخر با خود می‌گویم،
چرا کسانی هستند که به وجود خدا شک می‌کنند! آیا نمی‌بینند خالقِ خودرا...
دیدگاه ها (۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط