قول دادی همه ی دار و ندارم باشی

قول دادی همه ی دار و ندارم باشی

در تنم رخنه کنی فصل بهارم باشی

من به بدقولی چشمان توعادت کردم

به همین بودنت از دور قناعت کردم

ترسم این است بیایی و صدایم نکنی

کوهی از درد ببینی و دعایم نکنی

ترسم این است صدایم به صدایت نرسد

بدوم با سر و سر ،باز به پایت نرسد
دیدگاه ها (۶)

قول دادی همه ی دار و ندارم باشیدر تنم رخنه کنی فصل بهارم باش...

.......قول دادی همه ی دار و ندارم باشیدر تنم رخنه کنی فصل به...

قول دادی همه ی دار و ندارم باشیدر تنم رخنه کنی فصل بهارم باش...

قول دادی همه ی دار و ندارم باشیدر تنم رخنه کنی فصل بهارم باش...

قول دادی همه ی دار و ندارم باشیدر تنم رخنه کنی فصل بهارم باش...

.......قول دادی همه ی دار و ندارم باشیدر تنم رخنه کنی فصل به...

منم و داغ نگاهی که به قلبم زده ایآتش خرمن آهی که به قلبم زده...

منم و داغ نگاهی که به قلبم زده ایآتش خرمن آهی که به قلبم زده...

منم و داغ نگاهی که به قلبم زده ایآتش خرمن آهی که به قلبم زده...

منم و داغ نگاهی که به قلبم زده ایآتش خرمن آهی که به قلبم زده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط