🧡🍂#پاییز‌تن‌طلایی🍂🧡

🧡🍂#پاییز‌تن‌طلایی🍂🧡



به #روشنای دستانم سوگند
این بار
#وفادارتر از دایه ی ابر
خودم را
در#آغوش گرفته ام

می خواهم
غریب ترین #لالایی را
در گوش #شب بخوانم
تا کابوس بالشم
پرپرشود

همیشه میان ما
"#هیچ " فاصله شد
بی آنکه
آبی از#آب تکان بخورد !

فردا خاطره ها
#پیراهن باران به تن می کنند
و درخیابان ها
#پرسه می زنند

عطر #کاکتوس که بپیچد
رازقی
خواب #مرگ می بیند...✍️📸

#فائقه‌دشتی



#آرامکده


#نگاشــــــته‌شده‌در: ۱۴۰۳/۰۹/۱۱

۲۰:۴۵⏰️


💌👒 ⌈ #مستاجرِخدا⌋
دیدگاه ها (۰)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط