با خارها راهش را میبندم:شباهت نوربخشیه/ریشیه و بهائیت
علاءالدوله سمنانى یکی از درباریان ارغون بود. همان ارغون مغول که به تشویق سعدالدوله مردخای یهودی ادعای پیامبری کرد و به جنگ اسلام و مسلمین آمد و یهودیان را در عراق جمع کرد تا در خانهی خدا بت بگذارند و ارغون پرستی را شایع کنند.
عموی علاء الدوله وزیر ارغون بود و پدرش حاکم عراق عجم (اراک) بود.
علاالدوله با سعدالدوله یهودی ارتباط گرفته و ذکرهای او را تکرار میکرد. با شروع اغتشاشات یهود، او هم به بغداد رفت و دست به کار شد. پس از اینکه ارغون نتوانست خانهی خدا را از بتهای خودش پر کند و همراه با سعدالدوله نابود شد، این علاءالدوله بود که شاگردی جدید را برای آیندهای تاریک تعلیم داد و او را عازم هند کرد. نام این شاگرد سید علی همدانی بود. تقدسی که به سید علی همدانی میدادند بسیار افتضاح و باورنکردنی بود. وقاحت تا آنجا بود که به او علی ثانی میگفتند (نعوذ بالله تا حضرت علی-علیه السلام-او را تقدس میدادند) و مرتب میگفتند در خواب دیدیم او خدا و پیغمبر را دیده و چنین است و چنان است! مثلاً از فردی که معلوم نیست اسمش شیخ سعید بوده یا ابوسعید حبشى، نقل شده که درخواب رسول اکرم(ﷺ)را دیده و به همین بهانه به علی همدانی لقب حضرت على ثانى دادند!
مردم گمراه هم باور میکردند، نه نشانی نه قرینهای نه رمزی، هیچی.
یهود هم که فرصت طلب، رفتند حدیث صادقه بودن خواب دیدن پیامبر (ﷺ) را بهانه کرد به خیالشان که دیدن یا ندیدن خواب قابل استناد نیست!
البته که دیدن خواب پیامبر (ﷺ) از سوی خدا رمز و کد دارد. برای مثال، خود بندهی حقیر، بعد از سفر کربلا، هنگام قرائت زیارت عاشورا، همچنان که تسبیح میزدم، خوابم برد. در خواب، پیامبر مقدس اسلام (ﷺ)را دیدم که با لحنی مهربان به اهل بیت (علیهم السلام) و نوری که به آنها میتابید اشاره فرمودند و مرا خطاب نمودند:« منتظرتیمها... بگو السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین)
از خواب بیدار شدم و اشک ریختم و تسبیح را ادامه دادم درحالیکه نمیدانستم چرا پیامبر(ﷺ) هنگام قرائت زیارت عاشورا به اهل کساء اشاره فرمودند… تا اینکه چند سال بعد متوجه این بخش از زیارت عاشورا شدم:« انی اتقرب الی الله و الی رسوله و الی امیرالمومنین و الی فاطمة و الی الحسن و الیک…)
بنابراین درست است که خواب پیامبر (ﷺ) رویای صادقه است اما هر ادعایی درباره دیدن آن حضرت قابل باور نیست باید کد و رمز بعدش را از مدعی بپرسید. و این امر مستقیم در دست خداست. مقایسه کنید با رویای ابوسعید حبشی که حتی هویتش خواب و خیالی بیش نیست و در دنیای واقعی اصلاً چنین شخصیتی وجود نداشته چه برسد به این که بخواهد خواب ببیند و به امثال علی همدانی لقب حضرت على ثانی بدهد!
کاش مردم پیش از باور هر چیزی از مدعیان رمز و کُد آن ادعا را میخواستند.
و اما تورات؛ در سفر هوشع (علیه السلام) خواندیم که همسرش جومر زنی فاسد بود. جومر بصورت استعاری زن نماد حدود و زمین نیز بوده است. یهود برای عهدشکنی و ترویج حلول از این بخش تورات سواستفاده میکند.
این علی همدانی، بعنوان تربیت یافته دستگاه ارغون، وقتیکه به هند رفت ماجرایی با یک زن برهنه داشت. لالا شواری یا لاله دد، نام زنی است که حوالی ۲۵ سالگی از خانهی همسرش فرار کرد و فساد در پیش گرفت. او در ادامه با علی همدانی آشنا شد و گفت فقط او مرد است و از او فرار کرد توی تنور نانوایی پرید! علی همدانی هم او را بغل کرد از تنور بیرون آورد و به او پیراهنی زرد پوشاند!
حتی کسی نپرسید یارو در همان لحظه لباس زنانه از کجا آورد! تعطیل و راحت! در هر صورت از این دیدار به بعد بود که لالا شواری ادعا کرد خدا در او حلول کرده و عهد شکنی کرد.
بعد از به دنیا آمدن محصول مشترک آنها یعنی نورالدین، فرقهی ریشیه به وجود میآید که احکام اسلامی را با شیوا پرستی به انحراف کشانده و به جانشین خود خرقه پوشانده و خوردن گوشت و تشکیل خانواده را حرام اعلام کردند، اینچنین حرام خدا توسط آنان حلال و حلالش حرام شد.
در ادامه توجه کنید: وقتی علی همدانی مُرد جسدش را در ختلان دفن کردند و تیمور لنگ (که این همه مسلمان کشته بود و برجهای بلندی از سرهای بریده مسلمانان ساخته بود، و به صلیبیون در غصب فلسطین کمک رسانده بود و ظهورش را یهودیان پیشگویی میکردند)؛ برای علی همدانی حرم و بارگاه بزرگ و مجللی ساخت! چرا؟ پاسخ واضح است.
در ادامه، خرقهی علی همدانی به دامادش اسحاق ختلانی رسید. و این اسحاق هم چند سال بعدش خرقه را به شاگردش محمد داده، و به او لقب نوربخش میدهد و به او القای مهدویت و مظهر خدایی میکند! به همین کشکی. از این هم کشکتر! در متنی که بدست خود محمد نوربخش نوشته شده او ادعا کرد در همه عالم جز کسی که این متن را نوشته اینچنین مظهر نشده!
(بقیه متن در نظرات)
عموی علاء الدوله وزیر ارغون بود و پدرش حاکم عراق عجم (اراک) بود.
علاالدوله با سعدالدوله یهودی ارتباط گرفته و ذکرهای او را تکرار میکرد. با شروع اغتشاشات یهود، او هم به بغداد رفت و دست به کار شد. پس از اینکه ارغون نتوانست خانهی خدا را از بتهای خودش پر کند و همراه با سعدالدوله نابود شد، این علاءالدوله بود که شاگردی جدید را برای آیندهای تاریک تعلیم داد و او را عازم هند کرد. نام این شاگرد سید علی همدانی بود. تقدسی که به سید علی همدانی میدادند بسیار افتضاح و باورنکردنی بود. وقاحت تا آنجا بود که به او علی ثانی میگفتند (نعوذ بالله تا حضرت علی-علیه السلام-او را تقدس میدادند) و مرتب میگفتند در خواب دیدیم او خدا و پیغمبر را دیده و چنین است و چنان است! مثلاً از فردی که معلوم نیست اسمش شیخ سعید بوده یا ابوسعید حبشى، نقل شده که درخواب رسول اکرم(ﷺ)را دیده و به همین بهانه به علی همدانی لقب حضرت على ثانى دادند!
مردم گمراه هم باور میکردند، نه نشانی نه قرینهای نه رمزی، هیچی.
یهود هم که فرصت طلب، رفتند حدیث صادقه بودن خواب دیدن پیامبر (ﷺ) را بهانه کرد به خیالشان که دیدن یا ندیدن خواب قابل استناد نیست!
البته که دیدن خواب پیامبر (ﷺ) از سوی خدا رمز و کد دارد. برای مثال، خود بندهی حقیر، بعد از سفر کربلا، هنگام قرائت زیارت عاشورا، همچنان که تسبیح میزدم، خوابم برد. در خواب، پیامبر مقدس اسلام (ﷺ)را دیدم که با لحنی مهربان به اهل بیت (علیهم السلام) و نوری که به آنها میتابید اشاره فرمودند و مرا خطاب نمودند:« منتظرتیمها... بگو السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین)
از خواب بیدار شدم و اشک ریختم و تسبیح را ادامه دادم درحالیکه نمیدانستم چرا پیامبر(ﷺ) هنگام قرائت زیارت عاشورا به اهل کساء اشاره فرمودند… تا اینکه چند سال بعد متوجه این بخش از زیارت عاشورا شدم:« انی اتقرب الی الله و الی رسوله و الی امیرالمومنین و الی فاطمة و الی الحسن و الیک…)
بنابراین درست است که خواب پیامبر (ﷺ) رویای صادقه است اما هر ادعایی درباره دیدن آن حضرت قابل باور نیست باید کد و رمز بعدش را از مدعی بپرسید. و این امر مستقیم در دست خداست. مقایسه کنید با رویای ابوسعید حبشی که حتی هویتش خواب و خیالی بیش نیست و در دنیای واقعی اصلاً چنین شخصیتی وجود نداشته چه برسد به این که بخواهد خواب ببیند و به امثال علی همدانی لقب حضرت على ثانی بدهد!
کاش مردم پیش از باور هر چیزی از مدعیان رمز و کُد آن ادعا را میخواستند.
و اما تورات؛ در سفر هوشع (علیه السلام) خواندیم که همسرش جومر زنی فاسد بود. جومر بصورت استعاری زن نماد حدود و زمین نیز بوده است. یهود برای عهدشکنی و ترویج حلول از این بخش تورات سواستفاده میکند.
این علی همدانی، بعنوان تربیت یافته دستگاه ارغون، وقتیکه به هند رفت ماجرایی با یک زن برهنه داشت. لالا شواری یا لاله دد، نام زنی است که حوالی ۲۵ سالگی از خانهی همسرش فرار کرد و فساد در پیش گرفت. او در ادامه با علی همدانی آشنا شد و گفت فقط او مرد است و از او فرار کرد توی تنور نانوایی پرید! علی همدانی هم او را بغل کرد از تنور بیرون آورد و به او پیراهنی زرد پوشاند!
حتی کسی نپرسید یارو در همان لحظه لباس زنانه از کجا آورد! تعطیل و راحت! در هر صورت از این دیدار به بعد بود که لالا شواری ادعا کرد خدا در او حلول کرده و عهد شکنی کرد.
بعد از به دنیا آمدن محصول مشترک آنها یعنی نورالدین، فرقهی ریشیه به وجود میآید که احکام اسلامی را با شیوا پرستی به انحراف کشانده و به جانشین خود خرقه پوشانده و خوردن گوشت و تشکیل خانواده را حرام اعلام کردند، اینچنین حرام خدا توسط آنان حلال و حلالش حرام شد.
در ادامه توجه کنید: وقتی علی همدانی مُرد جسدش را در ختلان دفن کردند و تیمور لنگ (که این همه مسلمان کشته بود و برجهای بلندی از سرهای بریده مسلمانان ساخته بود، و به صلیبیون در غصب فلسطین کمک رسانده بود و ظهورش را یهودیان پیشگویی میکردند)؛ برای علی همدانی حرم و بارگاه بزرگ و مجللی ساخت! چرا؟ پاسخ واضح است.
در ادامه، خرقهی علی همدانی به دامادش اسحاق ختلانی رسید. و این اسحاق هم چند سال بعدش خرقه را به شاگردش محمد داده، و به او لقب نوربخش میدهد و به او القای مهدویت و مظهر خدایی میکند! به همین کشکی. از این هم کشکتر! در متنی که بدست خود محمد نوربخش نوشته شده او ادعا کرد در همه عالم جز کسی که این متن را نوشته اینچنین مظهر نشده!
(بقیه متن در نظرات)
- ۵.۶k
- ۰۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط