{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کم گوی و به جز مصلحت خویش مگوی

کم گوی و به جز مصلحت خویش مگوی
چیزی که نپرسند ، تو از پیش مگوی

از آغاز ، دو گوش و یک زبانت دادند
یعنی که دو بشنو و یکی بیش مگوی.
دیدگاه ها (۱)

در دیاری که در او نیست کسی یار کسیکاش یارب که نیفتد به کسی ک...

تاری از موی سرت کم بشود می میرمآه! گیسوی تو درهم بشود می میر...

گاهی سراغم را بگیر از کوچه های آشتیاز حس بی تاب دلت حسی که ب...

خود را به خدا بسپار، وقتی که دلت تنگ استوقتی که صداقت ها، آل...

• ─────『 ✦ 』───── •«دکترینِ حاکمیت بر گوش در معماریِ قدرتِ ب...

• ─────『 ✦ 』───── •«دکترینِ حاکمیت بر گوش در معماریِ قدرتِ ب...

اقای دروازبان نتونستی مثلا توپ دفعش کنه نه؟ ماهم که گوش دراز...

چه چیزی از جهان کم می‌شد اگر خدا تو را به من می‌داد و کجای ج...

تقدیم به بهترینم🫀🫂دل دیگر طاقتِ یاری ندارد عشق من چون دلِ بی...

استی: لینو، از وقتی اومدی ژاپن چند تا پودینگ خوردی؟ 🍮🐰: تا ا...

عشق یعنی ڪه یڪی، ڪل جهانت باشداز ازل تا به ابد، وردِ زبانت  ...

وقتی یه مرد واقعی عاشق میشه، دیگه براش رنگ پوست، فرم صورت، م...

وقتی یه مرد واقعی عاشق میشه، دیگه براش رنگ پوست، فرم صورت، م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط