{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی_در_خون🍷🔪

بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست سه🍷🔪



بلند شدم از جام
که به عربی یه چیزی گفت

به کوروش نگاه کردم تا ترجمه کنه ولی اون با اخم به خونه اشاره کرد
+برو منم میام چند دقیقه

هنوز نمیتونستم چیزی که دیدم باور کنم
اون زنایی که بی پوشش جلوشون بود کی بود ؟

چیکاره بود ؟
خدا خدا میکردم که کار کوروش چیزی که فکر میکنم نباشه
که اگه بود دیگه باهاش زندگی نمی‌کردم

میرفتم
فرار میکردم،. بچه ام و برمیداشتم و فرار میکردم

آروم آروم سمت ویلا رفتم و همزمان لعنتی به احمق بودن خودم فرستادم
چرا اومدم؟

باید میمونم
نباید از اخم و تخ..م کوروش میترسیدم
اون نمیتونست بلایی سرم بیاره چون پاش گیر بود

چون بچه اش تو شکمم بود
به خاطر اونم شده نمیتونست دست رود بلند کنه

ولی انگار اشتباه فکر میکردم
انگار خط قرمز کوروش بود اونجایی که پا گذاشتم
که ساعت بعد که وارد خونه شد مثل سگ بود

کلید و انداختم و در باز کردم

آروم رفتم تو
کلید و انداختم رو اپن و نشستم روی مبل

دستمو تو سینه جمع کردم
منتظر موندم تا بیاد خونه و توضیح بده اینجا چه خبره
دیدگاه ها (۵)

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣32🦋)✥(ویو لوین کاترین)کمکش کردم تا بلند شه...و...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:20فقط به ا.ت صدمه زدم فق...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٣ میخواستم جواب اون هفتا پسره رو بدم ...

I'm not jealous part 63صدای آشنایی نه چندان دور شنیدم؟نمیدون...

رمان:آغوش ممنوعه🚫🫂🌌ژانر:عاشقانه،درام،تخیلی#part2چشام گرد شد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط