عشقی حقیقی
عکس لباس نامزدی انیا اسلاید ۲ و لباس برای عروسی سوریش اسلاید ۳
از عروسی انیا و مکس ......(سانسور) گذشته و دامیان بدبخت هرروز حالش بدتر میشه جولیا هم طبقه دوم عمارت زندگی میکنه (برای نقشش ولی هردو طبقه عمارته) امروز انیا تعمیر کاری رو اوردی بود خونه تا در کابینتش که صدا میداد رو درست کنه یه هو مکس اومد خونه و گفت :این کیه
انیا :سلام
(این رو یادتون باشه که مکس از این نقشه خبر نداره و این نقشه رو جولیا کشیده تا راحت تر انیا رو بکشه )
مکس:گفتم این کیه (با داد)
انیا :اروم باش این تعمیر کاره اومده کابینت هارو درست کنه
مکس :چرا به خودم نگفتی
انیا :مگه باید میگفتم
مکس :تو بیا پایین
هرموقع این _ اینو دید بدونید تعمیر کاره
-چی میگید آقا من یه تعمیر کاره ساده ام
مکس :کجا کار میکنی
-سیار کار میکنم
مکس :که سیار اره
-خانم دزموند کار من تموم شد
مکس :فامیلیتو از کجا میدونه
انیا :از توی یه پیج شمارشو پیدا کردم بهش زنگ زدم
مکس :فامیلی تورو از کجا میدونه
انیا :تو به کسی زنگ میزنی خودتو معرفی نمیکنی
مکس :نشونت میدم
یهو مکس یقه ی تعمیر کار رو گرفت و بردش بیرون و انیا هی میگفت بس کن ولی کو گوش شنوا یهو مکس رفت سمت مادرش و گفت :مامان این دوتا میگفتن و میخندیدن
انیا :مامان جون نمیتونه حرف بزنه
مکس :پس میدونی حرف نمیزنه و هر غلتی میکنی
انیا :درست صحبت کن هی هیچی نمیگم پرو تر میشی
مکس روبه مادرش کرد و گفت :مامان وقتی نبودم این دوتا میگفتن و میخندیدن با سرتکون دادن نشون بده
و مادر مکس هم با سرش گفت اره و مکس هم عصبی شد و یقه ی تعمیر کارو گرفت ولی نمیدونه که جولیا مادره مکس و مجبور کرده بگه اره
و بله اینم از پارت به نظرتون چه اتفاقی برای انیا میوفته تو کامنت ها بگین🩷💜❤️
از عروسی انیا و مکس ......(سانسور) گذشته و دامیان بدبخت هرروز حالش بدتر میشه جولیا هم طبقه دوم عمارت زندگی میکنه (برای نقشش ولی هردو طبقه عمارته) امروز انیا تعمیر کاری رو اوردی بود خونه تا در کابینتش که صدا میداد رو درست کنه یه هو مکس اومد خونه و گفت :این کیه
انیا :سلام
(این رو یادتون باشه که مکس از این نقشه خبر نداره و این نقشه رو جولیا کشیده تا راحت تر انیا رو بکشه )
مکس:گفتم این کیه (با داد)
انیا :اروم باش این تعمیر کاره اومده کابینت هارو درست کنه
مکس :چرا به خودم نگفتی
انیا :مگه باید میگفتم
مکس :تو بیا پایین
هرموقع این _ اینو دید بدونید تعمیر کاره
-چی میگید آقا من یه تعمیر کاره ساده ام
مکس :کجا کار میکنی
-سیار کار میکنم
مکس :که سیار اره
-خانم دزموند کار من تموم شد
مکس :فامیلیتو از کجا میدونه
انیا :از توی یه پیج شمارشو پیدا کردم بهش زنگ زدم
مکس :فامیلی تورو از کجا میدونه
انیا :تو به کسی زنگ میزنی خودتو معرفی نمیکنی
مکس :نشونت میدم
یهو مکس یقه ی تعمیر کار رو گرفت و بردش بیرون و انیا هی میگفت بس کن ولی کو گوش شنوا یهو مکس رفت سمت مادرش و گفت :مامان این دوتا میگفتن و میخندیدن
انیا :مامان جون نمیتونه حرف بزنه
مکس :پس میدونی حرف نمیزنه و هر غلتی میکنی
انیا :درست صحبت کن هی هیچی نمیگم پرو تر میشی
مکس روبه مادرش کرد و گفت :مامان وقتی نبودم این دوتا میگفتن و میخندیدن با سرتکون دادن نشون بده
و مادر مکس هم با سرش گفت اره و مکس هم عصبی شد و یقه ی تعمیر کارو گرفت ولی نمیدونه که جولیا مادره مکس و مجبور کرده بگه اره
و بله اینم از پارت به نظرتون چه اتفاقی برای انیا میوفته تو کامنت ها بگین🩷💜❤️
- ۵.۶k
- ۲۲ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط