#منم_و_تو

#منم_و_تو
عصر که می‌شود
دلم می‌خواهد دست‌هایت را بگیرم
و ببرم جایی که پنجره‌ی عشق را
به روی هیچ کسی جز عطر
و هوا و آغوش تو باز نکنم!
دیدگاه ها (۱)

کاش خانه امجایی کنار قلب تو بود؛نه دیوار داشت،نه قفل،نه حتی ...

[ #وطنِ ] من آغوشِ توست... من از تمامِ این شهر فقط دلم برا...

دلم می‌خواهد در گوشه‌ی دنج يك كافه ، باتوِ ساده گم شوم.زمين ...

موسیقی

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

موسیقی

دلم برای حجم وسیع دلت تنگ شدهبرای آن سکوت نامعلوم و شکیبدلم ...

طبیعت

کاش میشد که کمی شعر برایش بخرمیا همین دفتر اشعار خودم ر...

تو با شرم قشنگ عمق چشمانت . . .مرا وقتے تماشا مے ڪنے عشق است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط