پارت ۷
پارت ۷
ویو روبی:وارد شدم و یک پسر مو بلوند جذاب نزدیکم شد
؟:سلام خانم با کی کار دارید
روبی:سلام من همسر آقای جعون هستم،جعون جونگ کوک
؟:اوووو پس با جونگ کوک کار داری من دوست جونگ کوک هستم تهیونگ ،کیم تهیونگ
روبی:از آشنایی باهاتون خوش بختم آقای کیم (لبخند )
تهیونگ:منم همین طور بامن راحت باشید من رو تهیونگ یا ته صدا کن
روبی:حتما تهیونگ ،توهم من رو روبی صدا کن
تهیونگ :حتما ،من برم بگم جونگ کوک بیاد
روبی:ممنون تهیونگ ،راستی بیا یکی از این میوه ها بردار (تهیونگ یک سیب برداشت و رفت تا جونگ کوک رو صدا کنه
ویوکوک:
داشتم چند تا کار انجام میدادم که یاد حرف روبی افتادم تو یک همسر سنگ دلی برای اولین بار از طی دلم ناراحت شدم ولی ولش الان باید به کارام برسم داشتم کارم رو انجام می دادم که تهیونگ اومد تو
جونگ کوک:نمی خوای برای یک بار هم که شده در بزنی
تهیونگ:نوچ ،زنت اومده ببین تورو نمی دونی چقدر خوشگل شده برات می.....
ویو ادمین:جونگ کوک با همون حالت سرد همیشگی رفت و اجازه نداد حرفش رو تهیونگ کامل کنه
تهیونگ:این جونگ کوک هم دیوانه هست به خدا
ویو روبی:وارد شدم و یک پسر مو بلوند جذاب نزدیکم شد
؟:سلام خانم با کی کار دارید
روبی:سلام من همسر آقای جعون هستم،جعون جونگ کوک
؟:اوووو پس با جونگ کوک کار داری من دوست جونگ کوک هستم تهیونگ ،کیم تهیونگ
روبی:از آشنایی باهاتون خوش بختم آقای کیم (لبخند )
تهیونگ:منم همین طور بامن راحت باشید من رو تهیونگ یا ته صدا کن
روبی:حتما تهیونگ ،توهم من رو روبی صدا کن
تهیونگ :حتما ،من برم بگم جونگ کوک بیاد
روبی:ممنون تهیونگ ،راستی بیا یکی از این میوه ها بردار (تهیونگ یک سیب برداشت و رفت تا جونگ کوک رو صدا کنه
ویوکوک:
داشتم چند تا کار انجام میدادم که یاد حرف روبی افتادم تو یک همسر سنگ دلی برای اولین بار از طی دلم ناراحت شدم ولی ولش الان باید به کارام برسم داشتم کارم رو انجام می دادم که تهیونگ اومد تو
جونگ کوک:نمی خوای برای یک بار هم که شده در بزنی
تهیونگ:نوچ ،زنت اومده ببین تورو نمی دونی چقدر خوشگل شده برات می.....
ویو ادمین:جونگ کوک با همون حالت سرد همیشگی رفت و اجازه نداد حرفش رو تهیونگ کامل کنه
تهیونگ:این جونگ کوک هم دیوانه هست به خدا
- ۲۹۶
- ۳۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط