با خارها راهش را میبندم: شباهت حلاجیه و بهائیت
📜بیایم امروز اسناد منصور حلاج (یکی از معروفترین ناقضان عهد می قیوم) رو بررسی کنیم.
☜ از بیست سال فعالیت حلاج، حدود پانزده سال مدام در بین مردم فتنهی زنج فساد ایجاد میکرد. صاحب زنج، ادعای علوی بودن داشت لیکن این ادعا را یازدهمین پیشوای شیعیان حضرت امام حسن العسکری وارث المستخلفین(علیه السلام) رد کرده و فرمود: «صاحب الزنج لیس منا اهل البیت» (صاحب زنج از ما اهل بیت نیست).
✦همچنین صاحب زنج برای تحریک و تشویش بردگان و پیوستن آنها به او، خود را رهبر بردگان مملوک معرفی میکرد و ندای آزادی آنان را سر میداد. این اغتشاشات با شورش قرمطیان در ۲۶۰ هجری آغاز شد. و بیش از ۵۰۰ هزار تن در این ماجرا شرکت داشتند.
▪️ البته که این شلوغیها برای آن بود که مردم تمرکز خود را برای رسیدگی به جادوی حلاج از دست بدهند. آغوش خفای عباسی هم برای حلاج کاملاً باز بود. صرافان ونزولخواران یهود برای حلاج سفری اشرافی در نظر گرفته و او را از عراق روانهی هندوستان و ماوراءالنهر کردند. او از کنارهی رود سند و ملتان تا کشمیر پیش رفت و همه چیز را در خصوص پیادهسازی هندوئیسم و بودا و مانویت و ترفندها و شعبده ها و جادوهای نکبتبار یاد گرفت در حدی که هندوها به او لقب ابوالمغیث دادند.
🔹 سپس از آنجا تا تورقان چين، يكي از مراكز مانويت، پيش رفت و مدتی بعد نیز به بغداد بازگشت و از آنجا به مكه رفت و مشغول شعبدهبازی شد تا گمراهی مردم از سر گرفته شود.
✅ به گزارش ابنالندیم:«حلاج مردي شعبده باز بوده كه افكار خود را در لباس صوفيه آراسته و جسورانه مدعي دانستن همه علوم شده. ولي بي بهره بوده و چيزي از صناعت كيميا به طور سطحي ميدانسته و در دسايس سياسي خطرناك و گستاخ بوده و دعوي الوهيت كرده، خود را نظر حق خوانده و دستور به ويران كردن كعبه بيت الله الحرام داده بود.»
✘ حالا نوبت حبس شدن بود تا به مرحله ″ضلال مبین″ برسد. چقدر نکبتبار است که یهود از محبوس کردن جرثومه های گناه، قصد تشابه سازی آنها با حضرت یوسف(علیه السلام) که نماد تقوا و پاکدامنی بودند را داشته و دارند.
آنها این کار را میکنند تا مسلمانان هیچ راه گریز نداشته باشند. چرا؟ چون از ماجرای حضرت یوسف (علیه السلام) آموختیم:«وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا…»(۲-۶۵)
🔹 پس یهودیان حلاج را با بهترین امکانات و اختیارات بصورت نمادین وارد زندان خلیفه کرد و از آنجا به تبلیغ فرقهی ضاله دست زد. حلاج مرتب به حضور خليفه راه میيافت و دردهای معتز ملعون و حیواناتش را با همان روشهای هندوئیسم معالجه میکرد.
▪️او در حبس شروع به شکستن عهد کرد و دو کتاب“جسم الاكبر” و “جسم الاصغر” را نوشت.
✘ حلاج به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دروغ بست و خود را باب ایشان معرفی کرد. و سپس ادعای خدایی کرد.
❁ باید بدانید که منجی عالم بشریت حضرت امام زمان ( علیه السلام) او را لعنت فرمودند و متن توقیعی که از ناحیه امام عصر (علیه السلام) بر علیه منصور حلاج صادر شده در کتاب رساله اثنا عشریه شیخ حر عاملی و در جلد 51 کتاب بحار الأنوار موجود است.
✿ حضرت ولیعصر (عجل الله تعالی فرجه) حکم اعدام منصور حلاج را امضاء فرمودند و در علت اینکه مردم توانستند حلاج را به روش درستش (یعنی از طریق سنگسار) اعدام کنند این بود که خود حضرت در لحظهی اعدام آن زندیق ضلالت آور و نجس حضور داشتند...
🔸حالا همهی این موارد را مقایسه بفرمائید با بهائیت؛ که یک معتاد را بواسطه ديميتري دالكوروف (دالگورکی) وارد عراق میکند و در کربلا، طی جلساتی با کاظم رشتی، ادعای بابیت و حلولیت را انقدر به او تلقین میکنند که باورش شود.
▫️همچنین نجیب پاشا، مافیا و نفوذی یهود در عثمانی، چشمهای از قدرت و ثروتی که قرار است از بهائیت حمایت کند را به او نشان میدهد:
🔻آنها با بیپروایی از زنی که اهل کشف حجاب بود(معروف به زرینتاج قره العین قزوینی) دعوت میکنند تا بالای منبر رفته و بگوید اسلام منسوخ شده و مردم کربلا باید به فرقه ضاله بگروند.
🔸اعتراض مردمی مسلمانان کربلا شروع میشود و بالاخره تمام آنان توسط جوخه های نجیب پاشا قتلعام شده در گورستان دسته جمعی تدفین میشوند و تنها خانههایی که سالم و در امان میمانند مربوط به اماکن مسکونی بهائیت از جمله خانه کاظم رشتی و دالکورکی و علیمحمد شیرازی و زرینتاج و.... هستند.
● سپس دالکورکی به علیمحمد باب میگوید:«ما بواسطه ادعای بابیت (و سپس حلولیت) که خواهی کرد پشتوانه نظامی بزرگی فراهم کردیم. پس او را راضی کردم با نشان دادن بلایی که نجیب پاشا در کربلای سال ۱۸۴۲ بر سر مردم آورد. سپس علیمحمد شیرازی ۲۳ ساله با دستانی خونآلود از کشتار شیعیان کربلا، وارد ایران میشود و با تغییر دادن اذان در بوشهر، ترویج ضلالت را آغاز میکند.
(ادامه در کامنت)
☜ از بیست سال فعالیت حلاج، حدود پانزده سال مدام در بین مردم فتنهی زنج فساد ایجاد میکرد. صاحب زنج، ادعای علوی بودن داشت لیکن این ادعا را یازدهمین پیشوای شیعیان حضرت امام حسن العسکری وارث المستخلفین(علیه السلام) رد کرده و فرمود: «صاحب الزنج لیس منا اهل البیت» (صاحب زنج از ما اهل بیت نیست).
✦همچنین صاحب زنج برای تحریک و تشویش بردگان و پیوستن آنها به او، خود را رهبر بردگان مملوک معرفی میکرد و ندای آزادی آنان را سر میداد. این اغتشاشات با شورش قرمطیان در ۲۶۰ هجری آغاز شد. و بیش از ۵۰۰ هزار تن در این ماجرا شرکت داشتند.
▪️ البته که این شلوغیها برای آن بود که مردم تمرکز خود را برای رسیدگی به جادوی حلاج از دست بدهند. آغوش خفای عباسی هم برای حلاج کاملاً باز بود. صرافان ونزولخواران یهود برای حلاج سفری اشرافی در نظر گرفته و او را از عراق روانهی هندوستان و ماوراءالنهر کردند. او از کنارهی رود سند و ملتان تا کشمیر پیش رفت و همه چیز را در خصوص پیادهسازی هندوئیسم و بودا و مانویت و ترفندها و شعبده ها و جادوهای نکبتبار یاد گرفت در حدی که هندوها به او لقب ابوالمغیث دادند.
🔹 سپس از آنجا تا تورقان چين، يكي از مراكز مانويت، پيش رفت و مدتی بعد نیز به بغداد بازگشت و از آنجا به مكه رفت و مشغول شعبدهبازی شد تا گمراهی مردم از سر گرفته شود.
✅ به گزارش ابنالندیم:«حلاج مردي شعبده باز بوده كه افكار خود را در لباس صوفيه آراسته و جسورانه مدعي دانستن همه علوم شده. ولي بي بهره بوده و چيزي از صناعت كيميا به طور سطحي ميدانسته و در دسايس سياسي خطرناك و گستاخ بوده و دعوي الوهيت كرده، خود را نظر حق خوانده و دستور به ويران كردن كعبه بيت الله الحرام داده بود.»
✘ حالا نوبت حبس شدن بود تا به مرحله ″ضلال مبین″ برسد. چقدر نکبتبار است که یهود از محبوس کردن جرثومه های گناه، قصد تشابه سازی آنها با حضرت یوسف(علیه السلام) که نماد تقوا و پاکدامنی بودند را داشته و دارند.
آنها این کار را میکنند تا مسلمانان هیچ راه گریز نداشته باشند. چرا؟ چون از ماجرای حضرت یوسف (علیه السلام) آموختیم:«وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا…»(۲-۶۵)
🔹 پس یهودیان حلاج را با بهترین امکانات و اختیارات بصورت نمادین وارد زندان خلیفه کرد و از آنجا به تبلیغ فرقهی ضاله دست زد. حلاج مرتب به حضور خليفه راه میيافت و دردهای معتز ملعون و حیواناتش را با همان روشهای هندوئیسم معالجه میکرد.
▪️او در حبس شروع به شکستن عهد کرد و دو کتاب“جسم الاكبر” و “جسم الاصغر” را نوشت.
✘ حلاج به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دروغ بست و خود را باب ایشان معرفی کرد. و سپس ادعای خدایی کرد.
❁ باید بدانید که منجی عالم بشریت حضرت امام زمان ( علیه السلام) او را لعنت فرمودند و متن توقیعی که از ناحیه امام عصر (علیه السلام) بر علیه منصور حلاج صادر شده در کتاب رساله اثنا عشریه شیخ حر عاملی و در جلد 51 کتاب بحار الأنوار موجود است.
✿ حضرت ولیعصر (عجل الله تعالی فرجه) حکم اعدام منصور حلاج را امضاء فرمودند و در علت اینکه مردم توانستند حلاج را به روش درستش (یعنی از طریق سنگسار) اعدام کنند این بود که خود حضرت در لحظهی اعدام آن زندیق ضلالت آور و نجس حضور داشتند...
🔸حالا همهی این موارد را مقایسه بفرمائید با بهائیت؛ که یک معتاد را بواسطه ديميتري دالكوروف (دالگورکی) وارد عراق میکند و در کربلا، طی جلساتی با کاظم رشتی، ادعای بابیت و حلولیت را انقدر به او تلقین میکنند که باورش شود.
▫️همچنین نجیب پاشا، مافیا و نفوذی یهود در عثمانی، چشمهای از قدرت و ثروتی که قرار است از بهائیت حمایت کند را به او نشان میدهد:
🔻آنها با بیپروایی از زنی که اهل کشف حجاب بود(معروف به زرینتاج قره العین قزوینی) دعوت میکنند تا بالای منبر رفته و بگوید اسلام منسوخ شده و مردم کربلا باید به فرقه ضاله بگروند.
🔸اعتراض مردمی مسلمانان کربلا شروع میشود و بالاخره تمام آنان توسط جوخه های نجیب پاشا قتلعام شده در گورستان دسته جمعی تدفین میشوند و تنها خانههایی که سالم و در امان میمانند مربوط به اماکن مسکونی بهائیت از جمله خانه کاظم رشتی و دالکورکی و علیمحمد شیرازی و زرینتاج و.... هستند.
● سپس دالکورکی به علیمحمد باب میگوید:«ما بواسطه ادعای بابیت (و سپس حلولیت) که خواهی کرد پشتوانه نظامی بزرگی فراهم کردیم. پس او را راضی کردم با نشان دادن بلایی که نجیب پاشا در کربلای سال ۱۸۴۲ بر سر مردم آورد. سپس علیمحمد شیرازی ۲۳ ساله با دستانی خونآلود از کشتار شیعیان کربلا، وارد ایران میشود و با تغییر دادن اذان در بوشهر، ترویج ضلالت را آغاز میکند.
(ادامه در کامنت)
- ۵.۱k
- ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط