{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی اوقات آدم یه چیزی رو "دوست" داره،

گاهی اوقات آدم یه چیزی رو "دوست" داره،
مثلا رنگ قرمز رو "دوست" داره،
گیتار "دوست" داره،
قیمه "دوست" داره،
شنا کردن رو "دوست" داره.
یه وقتی هم هست که آدم یه چیزی رو "خیلی دوست "داره،
مثلا خونوادش رو "خیلی دوست" داره،
رفیق صمیمیشو "خیلی دوست" داره،
کتاب خوندن رو "خیلی دوست" داره!
اما یه موقع هایی هست،که آدم یه چیزی رو اونقدر دوست داره که توی اون دو دسته ی قبلی نمیشه بهش جایی داد،
اصلا نمیشه اسمشو "دوست داشتن" گذاشت. همین موقع ها که آدم یدفعه بدون اینکه متوجه بشه به سمت اون چیز تغییر میکنه و خم میشه،بدون اینکه متوجه بشه میبینه که بدون اون چیز نمیتونه زندگی کنه!
اصلا انگار یه جور جادوی قدیمی خیلی قوی باشه،همونا که کنترل آدم رو به دست میگیره و خودت هم خوشت میاد که کنترل بشی!
رفاقت با شماها یعنی این
مرسی که هستین ❤ ️
Eli
Ali
Mohamad
Arsham
Mahsa
Reza
Amin
Zahra
Sima
Amir
دیدگاه ها (۲)

موقع ساندچک، جیمین متوجه یه فن کوچولو شد که تی‌شرتی با این ن...

کپی ممنوع❌جایی خوندم نوشته بود: « من به کسی قول ندادمکه همیش...

اس یک: عاشق استراتژی هاشونماس دو: خیلی رندوم: ایشونم خوشگله ...

حق حق وایخیلی رو مخه این قضیههمن خودم خیلی چیزا رو بعدا دیدم...

آخه کرررره خر های نفهم !!!شما فکر کردی مثلا همین الانش امثال...

سناریو شوگاماشین رو که پارک کرد، در رو با یه شدت بست که صدای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط