خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

زنی که کربلا را به جهان مخابره کرد

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر حضرت زینب (س) نبود، کربلا یک تراژدی دفن‌شده در کویر می‌ماند. حداکثر چند قبیله محلی می‌فهمیدند چه شده و تاریخ، بی‌سروصدا از کنارش می‌گذشت. اما او نگذاشت.
زنی که نه شمشیر زد، نه در میدان جنگید، اما از همه شمشیرها کاری‌تر و برنده تر عمل کرد:
راوی شد. رسانه شد.

او اولین رسانه زنده کربلا بود. بدون دوربین، بدون ماهواره، بدون اینترنت. فقط با یک زبان و یک دل پر از درد. اما چنان روایت کرد که تا هزار و چهارصد سال بعد، هنوز حرفش تازه است.

پیش از کربلا؛ تمرین دیدن

حضرت زینب (س) دختر امیرالمؤمنین علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) بود. شش ساله بود که مادرش را در کنار در از دست داد. بعدها پدرش را در محراب خونین دید. برادرش امام حسن مجتبی (ع) را با جگر پاره‌پاره. و حالا در کربلا، امام حسین (ع) آخرین برادرش بود.

او یک‌شبه کوهی به نام حضرت زینب (س) نشد. او محصول یک عمر تمرین صبر و ثبت بود. یاد گرفته بود باید ببیند، حفظ کند، و در لحظه‌اش، روایت کند.

کربلا؛ اتاق خبر ممنوعه

صبح عاشورا. مردها در میدان. حضرت زینب (س) کنار خیمه‌ها. کار او «دیدن» است. باید تک‌تک لحظه‌ها را ثبت کند. شمشیرها، فریادها، خون‌ها.
هر صحنه، یک تیتر است برای آینده.

ظهر عاشورا. امام حسین (ع) روی خاک‌های کربلا. حضرت زینب (س) خودش را به میدان می‌رساند. نگاه می‌کند، می‌گرید، اما بیهوش نمی‌شود. باید هوشیار بماند. اگر او هم از حال برود، چه کسی این مخابره را به تاریخ انجام دهد؟

بعد از شهادت، دشمن خیمه‌ها را آتش می‌زند. بچه‌ها پراکنده می‌شوند. حضرت زینب (س) کاروان را جمع می‌کند. زن‌ها را آرام می‌کند. بچه‌ها را می‌شمارد. حالا او «مدیر رسانه»‌ای شده که باید از دل آشوب، خبر را به جهان و آینده برساند.

کوفه؛ اولین استودیوی زنده کربلا

کاروان اسرا را وارد کوفه می‌کنند. شهری که روزی پایتخت امیرالمؤمنین علی (ع) بود، حالا تماشاچی اسرای امام حسین (ع) شده. مردم ریخته‌اند در خیابان‌ها. بعضی گریه می‌کنند. بعضی سکوت. بعضی شاد.

حضرت زینب (س) در میان جمعیت می‌ایستد. اینجا دیگر فقط یک اسیر نیست. یک رسانه است. یک خبرنگار که خودش سوژه خبر است. خطبه‌ای می‌خواند با همان صلابت پدرش.
می‌گوید:
«ای اهل کوفه! می‌دانید چه جگری از رسول خدا پاره کردید؟ چه پرده‌هایی را دریدید؟»

پیرمردی در میان جمعیت می‌گوید:
«پیرمردم، اما تا حالا چنین خطابه‌ای نشنیده بودم.» رسانه حضرت زینب (س) دارد کار خودش را می‌کند. دشمن فکر می‌کرد با بردن اسرا به کوفه، آنها را تحقیر کرده. اما همین اسارت، تبدیل به تریبون شد.

🕌 قرارگاه بصیرت «خَسف»
وعده‌گاه باطل با نابودی، و حق با پیروزی
📌 https://eitaa.com/Khasf_Bayda

#خسف #حضرت_زینب #جهاد_تبیین #رسانه #کربلا #کوفه #روایت_گری #قرارگاه_بصیرت
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش دوم

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت اول)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش اول)

«ما رَأَیتُ إِلّا جَمیلاً» 🖤پس از عاشورا، حضرت زینب(س) را هم...

حجت‌الاسلام‌والمسلمین ماندگاری تبیین کرد؛ پنج شاخص یاری ولی خدا با الهام از سیره حضرت معصومه(س)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط