تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست

تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست
دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست
آن قدر رنجی که دنیا بر دل ما می کند
بر دل هر کس کند او ترک دنیا می کند ...

#حرف‌دل


#استوری_عاشقانه
دیدگاه ها (۱)

بعضی شب‌ها آدم فقط دلش می‌خواهد کسی بیاید و بدون پرسیدن هیچ ...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

دزیره،شاید اگر آن روزها می‌دانستم بعضی آدم‌ها فقط یک‌بار از ...

پاییز که می‌رسد، آنه در دلِ هر برگِ سرخ و طلایی چیزی برای دو...

رها❤ تو را دوست دارمآن قدر عمیق که دیگر بودنت فقط یک خواستن ...

وقتی اومد، گفت: «من با همه فرق دارم. پناهت میشم، تکیه‌گاهت م...

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

به یاد سولی عزیزم در سالگرد پروازش می گویند مرگ پایان زندگی ...

به یاد همون بچه هایی که امروز به جای اینکه بشینن روی نیمکت ه...

فقرِ #عاشق، نداشتنِ #طلا و #خانه نیست؛ فقرِ او لحظه‌ای‌ست ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط