پارت ۳۹

سرنوشت پیش می‌آید









[-----------:)
[پارت۳۹)
[-----------:)


داشتم صبحانم رو میخوردم که یهو یه صدای انفجار بلندی از توی حیاط اومد
تمام شیشه های عمارت شکستن
من واقعا شوکه بودم نمیدونستم باید چه کار کنم
یهو دستم توسط کسب کشیده شد و به سمت پله ها منو بالا برد
داشتم نگاه میکردم تمام شیشه های پنجره خورد شده بودن
صدای فریاد نگهبان ها با صدای شلیک تیر قاطی شده بود
یهو همیت طور که داشتیم میدویدم جونگ‌کوک وارد کتاب خونه شد
یه دکمه رو زد و کتاب خونه کلا کنار رفت بعدش وارد یه راه رویی شدیم دوباره یه اینه رو باز کرد و وارد یه اتاق شدیم


جونگ‌کوک: دستش رو گذاشت دو طرف صورتم

جونگ کوک : دلین دلین به من گوش کن خب من الان میرم زود میام خوب تو از اینجا بیرون بیا ( مهربون )


دلین: نه جونگ‌کوک نرو تروخدا نرو ( ترسیده و گریه )


جونگ‌کوک: خوشگلم قول میدم زود بیام خب نگران نباش


دلین : تروخدا جونگ‌کوک من نمیخوام ترو هم از دست بدم


جونگ‌کوک: قربونت برم چیزی نمیشه من میام


دلین : جونگ‌کوک ( گریه )


جونگ‌کوک: پرنسسم قول میدم بیایم


دلین : قول میدی ( گریه )


جونگ‌کوک: آره پرنسسم

نزدیکش شدم و یه بوسه ی آروم و شیرین روی لب های جونگ کوک گذاشتم دستم رو دور گردنش حلقه کردم گویا نمیخوام حتی برای ۳ ثانیه ازش جدا باشم
اونم از خدا خواسته دستش رو گذاشت پشت گردنم
و همراهیم کرد
بعد از چند ثانیه ازش جدا شدم


جونگ‌کوک: من دیگه باید برم پرنسسم


دلین : هوم مراقب خودت باش( گریه)


جونگ‌کوک: رفت




دلین ویو :
الان ۲ ساعت بود که جونگ‌کوک رفته بود هنوز صدای تیر اندازی قطع نشده بود
واقعا میترسیدم بلایی سره جونگ‌کوک بیاد خیلی نگران بودم
یهو صدای تیر اندازی قطع شد
دلم خیلی شور میزد بعد از نیم ساعت یهو در اتاق مخفی باز شد
جونگ‌کوک رو دیدم که کنار پهلوش رو گرفته و سر و صورتش کلا عرق کرده


دلین : جونگ‌کوک خوبی ( لکنت و گریه )


جونگ‌کوک: خوبم پرنسس ( آروم و درد )


دلین : جونگ‌کوک دستت ( گریه )


ادامه دارد....


شرطها


۱۵ لایک

۲۰ کامت

۵ ریپست


دوستان من هر روز نمیتونم پارت بزارم
از این به بعد قراره که من هر پنج شنبه ۲ پارت بزارم
چون من کلاس زیاد گرفتم و میخوام برای نمونه دولتی بخونم
یعنی من مدرسه میرم
کلاس زبان هم میرم
کلاس ریاضی هم هست
آزمون خیلی سبز رو هم دارم
و این آزمون خیلی سبز به من خیلی کمک میکنه که نمونه دولتی قبول بشم
بعد ما جمعه امتحان قبولی توی کانون خیلی سبز داشتیم
من خبر دار نشدم که برم و امتحان بدم
پس لطفا درکم کنید

و اینکه هر وقت هم تونستم براتون پارت میزارم در طول هفته اما ۲ پارت همیشه پنج شنبه ها به صورت منظم آپ میشه
دیدگاه ها (۵)

پارت ۲۵

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد نور آفتاب از ...

«فقط پیش تو »صدای چرخیدن کلید داخل قفل، سکوت خونه رو شکست.ا....

𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚 | 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏همه توی اتاق جلسه بودنتهیونگ ساکت نشسته بود و ...

چند پارتی درخواستی

پارت ۲۰(لباس یونا واسه مهمونی)جونگ کوک:یونا کجایی؟یونا:مگه ن...

پارت ۱۲: جلسه‌ای که نباید برگزار می‌شد 😂صبح روز بعد، تهیونگ ...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

From hate to lovePart:12معلم وارد کلاس شد و جونگ کوک و آرتمی...

تکپارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط