{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با توأم...!!

با توأم...!!

تو که از کوچه ی غمگین دلم میگذری!
توکه از راز دلم باخبری
توچرارسم وفایت گم شد؟
برق چشمان سیاهت گم شد؟!
باتوأم...!
ای مه مهتاب شبان...
با تو ای زلف پریشان جهان..
بی تو صد خاطره ام گریان است
بی تو اشک شاعرم باران است..
بی تو دیگر نفسم بند آمد..
بی تو جوی دل من خشکیده ست


باتو از قصه ی عشقم گفتم
و تو در اوج سکوت..،"
بانگاهی پر تردید و خمود
گفتی از عشق حذر کن..
نفسم بند آمد..
دیدگاه ها (۶)

"تو" که از کوچه ی غمگین دلم میگذری!"تو" که از راز دلم با خبر...

"تو" که از کوچه ی غمگین دلم میگذری!"تو" که از راز دلم با خبر...

"تو" که از کوچه ی غمگین دلم میگذری!"تو" که از راز دلم با خبر...

"تو" که از کوچه ی غمگین دلم میگذری!"تو" که از راز دلم با خبر...

"تو" که از کوچه ی غمگین دلم میگذری!"تو" که از راز دلم با خبر...

بی"تو"مهتاب شبی راهمگان میدانند,همگان شعردوچشمان تورامیخوانن...

"تو" که از کوچه ی غمگین دلم میگذری!"تو" که از راز دلم با خبر...

"تو" که از کوچه ی غمگین دلم میگذری!"تو" که از راز دلم با خبر...

"تو" که از کوچه ی غمگین دلم میگذری!"تو" که از راز دلم با خبر...

"تو" که از کوچه ی غمگین دلم میگذری!"تو" که از راز دلم با خبر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط