هزبین هتل
اگه دوستش داشتین تو کامنتا بگین پارت بعدی رو هم بزارم یا نه 🫠
اول از همه اینو من ننوشتم
پس برای کپی لایک و فالو یادتون نره و اجازه بگیرید 😊
با نوک پا به سمت بالکن اتاق آلاستور رفتم، یواشکی به سمت بالکن خودم پریدم و مستقیماً به رختخواب پریدم و وانمود کردم که خواب هستم. چندی نگذشت که صدای ضربه ای از در اتاقم آمد. یک چارلی بسیار شاد به اتاق من وارد شد و لبخندی زیبا داشت. همانطور که او وارد اتاق شد، وانمود کردم که انگار یک دقیقه پیش خواب بودم، و "خواب آلودگی" را از چشمانم مالیدم.
" باید این را بشنوی!"
او جیغی کشید و چشمانش گرد شد . وگی و نیفتی بلافاصله بعد از او وارد شدند و به هر دلیلی منظره بالکن من را بررسی کردند. وگی گفت
"من نمی توانم کسی را ببینم، او باید قبلاً فرار کرده باشد."
با تظاهر به اینکه نمیدانم این دزدی درباره چیست، صحبت کردم.
"میخوای به من بگی چه چیزی اینقدر مهمه که منو نیمه شب بیدار کردی؟"
درست کردن لحنم مانند صدای خشن صبحگاهی آنقدرها هم که فکر می کردم سخت نبود.
"الاستور یک معشوقه دارد!!!"
لعنتی
اول از همه اینو من ننوشتم
پس برای کپی لایک و فالو یادتون نره و اجازه بگیرید 😊
با نوک پا به سمت بالکن اتاق آلاستور رفتم، یواشکی به سمت بالکن خودم پریدم و مستقیماً به رختخواب پریدم و وانمود کردم که خواب هستم. چندی نگذشت که صدای ضربه ای از در اتاقم آمد. یک چارلی بسیار شاد به اتاق من وارد شد و لبخندی زیبا داشت. همانطور که او وارد اتاق شد، وانمود کردم که انگار یک دقیقه پیش خواب بودم، و "خواب آلودگی" را از چشمانم مالیدم.
" باید این را بشنوی!"
او جیغی کشید و چشمانش گرد شد . وگی و نیفتی بلافاصله بعد از او وارد شدند و به هر دلیلی منظره بالکن من را بررسی کردند. وگی گفت
"من نمی توانم کسی را ببینم، او باید قبلاً فرار کرده باشد."
با تظاهر به اینکه نمیدانم این دزدی درباره چیست، صحبت کردم.
"میخوای به من بگی چه چیزی اینقدر مهمه که منو نیمه شب بیدار کردی؟"
درست کردن لحنم مانند صدای خشن صبحگاهی آنقدرها هم که فکر می کردم سخت نبود.
"الاستور یک معشوقه دارد!!!"
لعنتی
۱.۸k
۱۹ شهریور ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۸)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.