{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختری یک تبلت خریده بود.

دختری یک تبلت خریده بود.

پدرش وقتی تبلت را دید پرسید: وقتی آنرا خریدی اولین کاری که کردی چی بود؟

دختر گفت: روی صفحه اش را با برچسب ضدخش پوشاندم و یک کاور هم برای جلدش خریدم.

پدر: کسی مجبورت کرد اینکار را بکنی؟
دختر: نه!
پدر: به نظرت با این کارت به شرکت سازنده اش توهین شد؟

دختر: نه پدر، اتفاقا خود شرکت توصیه میکند که از کاور استفاده کنیم.

پدر: چون تبلت زشت و بی ارزشی بود اینکار را کردی؟

دختر: اتفاقا چون دلم نمیخواهد ضربه ای بهش بخوره و از قیمت بیفته این کار را کردم.

پدر: کاور که کشیدی زشت شد؟

دختر: به نظرم زشت نشد؛ ولی اگه زشت هم میشد، به حفاظتی که از تبلتم میکنه می ارزه.

پدر نگاه با محبتی به چهره دخترش انداخت
و فقط گفت: "حجاب" یعنی همین
دیدگاه ها (۲)

بیشتر وقتا پشت جمله ى:”عیب نداره مهم نیست”،یک دل شکسته خوابی...

ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺟﺎﯼ ﻣﺎﻫﯽ ﺑﺎﺷﻢ!! ﻣﺎﻫﯽ ﺣﺎﻓﻈﺶ ۷ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺳﺖ. ...

اینم پاهای من توبچگی!ازهمون موقعهابه طلاعلاقه داشتما!!

اینم بچگی آجی باران!الهیییییی

پارت اولکامیل مثل همیشه روبروی اینه شکسته اش نشسته بود و و م...

_دختری یک تبلت خریده بود.پدرش وقتی تبلت را دید پرسیدوقتی آنر...

دختری یک تبلت خریده بود.پدرش وقتی تبلت را دید پرسید: وقتی آن...

دختری یک تبلت خریده بود.پدرش وقتی تبلت را دید پرسیدوقتی آنرا...

دختری یک تبلت خریده بود.پدرش وقتی تبلت را دید پرسید: وقتی آن...

دختری یک تبلت خریده بود.پدرش وقتی تبلت را دید پرسید: وقتی آن...

دختری یک تبلت خریده بود.پدرش وقتی تبلت را دید پرسید: وقتی آن...

دختری یک تبلت خریده بود.پدرش وقتی تبلت را دید پرسید: وقتی آن...

_دختری یک تبلت خریده بود.پدرش وقتی تبلت را دید پرسیدوقتی آنر...

دختری یک تبلت خریده بود.پدرش وقتی تبلت را دید پرسید: وقتی آن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط