سناریو میتسویا پارت ۲
ا/ت: ببخشید اقا ولی من نمیتونم داخل محل کارم شماره بپم راستش این درخواستون رو زیاد جالب نمی بینم
میتسویا: نه نه منظورم این نبود
[میتسویا شروع میکنه به تعریف داستانش]
ا/ت: که اینطور پس دنبال مدل هستید اره
میتسویا: اره
ا/ت: خوب راستش فکر نمیکنم بتونم تمام وقت پیشتون باشم
میتسویا: مشکلی نداره هروقت که تونستی
ا/ت یه کم میخنده
ا/ت: مثل اینکه زیادی دنبال مدل میگشتید اره
میتسویا: عجبا معلومه
ا/ت: خیلی خوب
میتسویا: اگه دوست داری باهم راحت صحبت کن
ا/ت: ام خوب باشه چیزه فردا بهم زنگ بزن بگو کی بیام کارگات الان باید برم سرکار مشتریا منتظرم ان
میتسویا: او ببخشید مزاحمت شدم
ا/ت: مشکلی نداره
نویسنده: ا/ت از سر میز میتسویا بلند ، میتسویا تموم مدت نمی تونست نگاهشو از روی ا/ت بر داره این کار اونقدر ادامه داشت که شب شد و کافه بسته شد
و ا/ت میخواست برگرده خونه
میتسویا: اگه میخوای من میرسونمت
ا/ت: اه سلام دوباره فکر کردم رفتی
میتسویا: نه دوست داری با من بیای
ا/ت: ولی ممکنه اذیت بشی
میتسویا: اصلا بیا سوار ماشین شو
ا/ت: ممنون
ادامه دارد
میتسویا: نه نه منظورم این نبود
[میتسویا شروع میکنه به تعریف داستانش]
ا/ت: که اینطور پس دنبال مدل هستید اره
میتسویا: اره
ا/ت: خوب راستش فکر نمیکنم بتونم تمام وقت پیشتون باشم
میتسویا: مشکلی نداره هروقت که تونستی
ا/ت یه کم میخنده
ا/ت: مثل اینکه زیادی دنبال مدل میگشتید اره
میتسویا: عجبا معلومه
ا/ت: خیلی خوب
میتسویا: اگه دوست داری باهم راحت صحبت کن
ا/ت: ام خوب باشه چیزه فردا بهم زنگ بزن بگو کی بیام کارگات الان باید برم سرکار مشتریا منتظرم ان
میتسویا: او ببخشید مزاحمت شدم
ا/ت: مشکلی نداره
نویسنده: ا/ت از سر میز میتسویا بلند ، میتسویا تموم مدت نمی تونست نگاهشو از روی ا/ت بر داره این کار اونقدر ادامه داشت که شب شد و کافه بسته شد
و ا/ت میخواست برگرده خونه
میتسویا: اگه میخوای من میرسونمت
ا/ت: اه سلام دوباره فکر کردم رفتی
میتسویا: نه دوست داری با من بیای
ا/ت: ولی ممکنه اذیت بشی
میتسویا: اصلا بیا سوار ماشین شو
ا/ت: ممنون
ادامه دارد
- ۲۴.۵k
- ۲۸ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط