{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویوکوک

ویوکوک
تهیونگ : شاید خب لیا
کوک: ن .. اومم می می
تهیونگ: وااا ن ... امم یجی
کو: ن ن جیا
تهیونگ: قشنگه ولی ن
تهیونگ: شایددد جیانن بد جیا صداش کنیم
کوک: عالی
تهیونگ: فامیلی چی
کوک: خب اون‌سر پرست یتیم خونه گف فامیلیش جونگه
ته: حله پس چونگ جیان
کوک: عالییی
یدفعه خندید دوبازه
کوک: از اسمت خوشت انده
جیا: اومااممم( بچه اوما منطورش مامان نیس نتونست حرفشو تلفظ کنه)
ته: هر چند نفهمیدم ولی باشه
جیا: ( خندههه
کوک: چقدر میخنده
یدفعه شروع کرد ب قلت خوردن
کوک: کجاا
بد با کله خورد ب زانوم
کوک: چته کلت داغون شد
دستاشو گزاش روپام فشار میاد که اخر نشست
ته: زنده باد پهلوان توانستی
کوک: زورت زیاده هاا
میخندید همش میخندید خیلی بت حمک بودش
شروع کرد ب دست زدن دستاشو میکوبید ب هم
کوک: چقدم‌خوشحالی
تهیونگ : موهاشووو نگاااا
کو: بانمکههه
ته: چقد زود واددادی ... جونگکوک هر چقدر وابسته شدی ب رو خودت نیار حله؟
کوک: فهمیدم
دیدگاه ها (۳)

ویو تهته: خب بگیر بخواب با دستام گرفتمشو خوابوندمولی غر غر ز...

ویو جیا بیدار شدمو لباسامو موشیدمو کیفمو انداختم رو دوشم رفت...

ویو ته یدفعه صدا گریه امدد ته : ایییی چته نصف شب بزار بخوابب...

ویو ته//: بله خب چند سالتونه کوک: ۱۸ته: ۱۹//: چی خب تو این س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط