دردو روز عمر کوته سخت جانی کرده ام
دردو روز عمر کوته سخت جانی کرده ام
با همه نامهربانان مهربانی کرده ام
همدلی هم اشیانی هم زبانی کرده ام
بعد از این بر چرخ بازیگر امیدم نیست نیست
آن سرانجامی که بخاینده نویدم نیست نیست
هدیه از ایام جز موی سپیدم نیست نیست
من نه شکوه ای از روزگاران کرده ام
نه شکایت از دورنگی های یاران کرده ام
مهر غصه بر لبم
می فشارد استخوانم
مهربانی کیمیا شد مردمی دیریست مرده
سرفرازی را چه داند سربزیری سرسپرده
می روم دلمردگی ها را ز سربیرون کشم
گر فلک با من نسازد چرخ راوارون کنم
بر کلام ناهماهنگ جدایی خط کشم
بر سرود افرینش نغمه ای موزون کنم
با همه نامهربانان مهربانی کرده ام
همدلی هم اشیانی هم زبانی کرده ام
بعد از این بر چرخ بازیگر امیدم نیست نیست
آن سرانجامی که بخاینده نویدم نیست نیست
هدیه از ایام جز موی سپیدم نیست نیست
من نه شکوه ای از روزگاران کرده ام
نه شکایت از دورنگی های یاران کرده ام
مهر غصه بر لبم
می فشارد استخوانم
مهربانی کیمیا شد مردمی دیریست مرده
سرفرازی را چه داند سربزیری سرسپرده
می روم دلمردگی ها را ز سربیرون کشم
گر فلک با من نسازد چرخ راوارون کنم
بر کلام ناهماهنگ جدایی خط کشم
بر سرود افرینش نغمه ای موزون کنم
- ۴.۶k
- ۲۷ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط