(پیتر دوست پسرت پارت۲)

فردا میشه روزی که برده اینده پیتر همون ا.ت خودمون به ی کافه دعوتش کرده...
ا.ت تو ی کافه کار میکنه تا خرج خودشو بده و با اون پول تونست ی اتاق اجاره کنه و ی هم اتاقی.. هم اتاقی ما اسمش لوسی هست و خیلی مهربون و هر*زه هستش.. هر شب برای پول در اوردن با هر پسری میخوابه برای همین.. ما کاری به لوسی نداریم....
ا.ت خیلی دیر بلند میشه و میبینه که دیرش شده و باید بره سره کار مگرنه رئیسش جرش میده.. برا همین بلند شد سریع لباس پوشید و از اپارتمان به سوی کافه رفت..
پیتر میدونست ا.ت دیر میکنه چون دیشب.....
ا.ت رو بیهوش کرد تا به راحتی بتونه کنارش بخوابه یواشکی...(اون تعقیب کننده ی خوبیه)

ا.ت میره سر کار میبینه یکی حضوریشو تیک زده و با اینکه ا.ت دیر اومد سر کار... یهو.. یکی به نام تیکِی اومد کنارمون و گفت: من حضوریتو زدم.. بایدم تشکر مفصلی کنی چون رئیس خیلی عصبی بود
ا.ت: خب خدارشکر که چیزی نفهمید..
تیکی: اره... حالا دیگه بسه بعدا برام جبرانش میکنی...
تیکی پیشبند رو انداخت تو بغل ا.ت و ا.ت دست به کار شد
یهو صدای جیلنگ در اومد....
ا.ت توجهش به در جلب شد و دید که پیتر اومده خیلی شوکه شد چون یادش رفته بود ادرس رو برای پیتر بفرسته و یادش رفته بود که با پیتر تو کافه قرار داره
پیتر تو ذهنش: وای از قیافش میشه فهمید که گند زدم... نباید بدون خبر میومدم الان شک میکنه.. فهمیدم!!
پیتر: عاو سلام ا.ت ظهرت بخیر
ا.ت که تو شوک بودگفت: سلام... تو اینجا چیکا میکنی
پیتر: اومدم یکم گل بخرم که گشنم شد.. و اومدم این کافه... تو اینجا کار میکنی؟(الکی خودشو زده به اون راه)
ا.ت: ... ا ا.. اره اینجا کار میکنم...چیزی میل داری؟...
پیتر: خب من یکم......

پارت بعدی اگه میخوان باید این پست ۵ تا لایک بخوره 🌚
#حمایت#پیتر_درامبر#روانی#فیک#ا_ت
دیدگاه ها (۷)

سناریو کنما تک پارتی

تکپارتی جونگ کوک

سناریو مایکی پارت اخر

سناریو میتسویا پارت ۳

P8F2(روز اول مدارس)(دیگه تابستون رو این ادم گذروندن)هندرسون ...

وقتی حواست نیست یهو میری تو اتاق میبینی لخ*ت مادرزادن😂بنگچان...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

سناریو ایدل رویایی پارت ۵

سناریو کورو پارت یک

سناریو مایکی پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط