{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...

...
بعضی روزها آدم خیلی دلش می گیره بدون اینکه علت خاصی داشته باشه و دست و دلش به هیچ کاری نمیره
وقتایی که همچین حس و حالی دارم فقط باید قدم بزنم تا حالم دوباره خوب بشه، اونم تنهای تنها، فقط با خودم، چون میخوام با خودم خلوت کنم و حرف بزنم...
وقتی که تنها قدم می زنی خودتی و خودت با یه شهرو آدماش که هیچکدومشون تو رو نمیشناسن ولی تو به همشون نگاه میکنی و از رفت و آمدهاشون، خنده هاشون و جنب و جوششون انرژی می گیری جون می گیری زنده میشی تا دوباره بتونی ادامه بدی و خوب زندگی کنی...
وقتی قدم می زنم به همه دقیق میشم از یه بچه ی کوچیک تا یه کهنسال پیر. توی ذهنم با خودم تصور می کنم که هرکدوم از این آدمها چه روزهایی رو پشت سر گذاشتن؟ چه غم‌هایی؟ چه شادی‌هایی؟ و چه حادثه هایی در انتظارشونه که ازش خبر ندارن؟
احساس میکنم هر آدمی روی پشتش یه کوله پشتی داره که تمام روزهای زندگیش، رازهاش، خاطره هاش، خوبیهاش و بدیهاش رو توش حمل میکنه از اینجا به اونجا میبره ولی باز میخنده، باز حرکت میکنه چون زندگی ادامه داره و ما ناگزیریم از زندگی کردن. ما حق انتخابی نداریم راه برای هممون یکسانه و فقط زندگی کردنه. توی کوله بارمون غمهامون، شکستهامون و تجربه هامون رو حمل می کنیم تا دوباره از همون جای قبلی زخم نخوریم و هیچ وقت فراموشمون نشه که چه راهی رو اومدیم تا به اینجا رسیدیم، ما آدمها اشرف مخلوقاتیم چون حتی اگر زیر بار مشکلات خم بشیم میتونیم دوباره قد راست کنیم و از نو همه‌چیزو بسازیم و از نو زنده بشیم و زندگی کنیم درست مثل ققنوس که از خاکسترش ققنوس دیگه ای متولد میشه و زندگی رو از سر میگیره، ما هم میتونیم تا این حد قوی باشیم و ادامه بدیم...
از قدم زدن که برمیگردی انگار یه آدم دیگه شدی، انگار کوله پشتیِ همه رو داری روی دوشت حمل میکنی و دیگه کوله ی خودت به چشمت نمیاد، پس برای همه دعا میکنی و از نو شروع میکنی و میسازی... #زینب_تاراس

‎‌‌‌‌‎‌‌
دیدگاه ها (۱)

عشق می‌تونه آدم رو زخمی کنه، حتی ذوقش رو برای زندگی بگیره؛ ا...

✲ گاهی فقط خسته‌ایم...نه از یک اتفاق مشخص ؛بلکه از روزهایی ک...

قرار نیست همیشه قوی باشی.قرار نیست هر بار که زمین خوردی، بلن...

عاشقانه های شبنم

گاهی یه آدم از زندگیت نمی‌ره…فقط دیگه جای قبلیش رو توی دلت ن...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

گاهی آدم‌ها وارد زندگی‌مون می‌شن، بدون اینکه حتی خودشون بدون...

Forbidden Weakness ضعف ممنوعهفصل دومp.21 (روایت از زبان جونگ...

𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐖𝐞 𝐒𝐰𝐚𝐩𝐩𝐞𝐝 | روزی که جای هم بودیم𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑 | 𝐅𝐢𝐧𝐚𝐥شب، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط