علیاکبر رفوگران؛ مردی که خودکار بیک را به خاطره چند نسل
علیاکبر رفوگران؛ مردی که خودکار بیک را به خاطره چند نسل ایرانی تبدیل کرد
شاید کمتر ایرانیای پیدا شود که دستکم یک بار با خودکار بیک ننوشته باشد؛ همان خودکار سادهای که سالها پای برگههای امتحان، دفترهای مشق و امضاهای ما بود.
اما پشت این نام آشنا، داستان مردی از بازار تهران قرار دارد: علیاکبر رفوگران.
او از کودکی در حجره لوازمالتحریر پدرش کار میکرد و در کنار کار، زبان انگلیسی میآموخت. روحیهای خلاق و بلندپرواز داشت و همیشه به فکر راهی تازه برای پیشرفت بود.
پس از موفقیت در تجارت نوشتافزار، به فکر تولید خودکار در ایران افتاد. او توانست اعتماد شرکت فرانسوی بیک را جلب کند و در دهه ۱۳۴۰، کارخانه تولید خودکار بیک را در تهران راهاندازی کند.
فعالیتهای او به همینجا ختم نشد؛ تولید مداد سوسمارنشان و سپس عطر بیک را نیز به کسبوکارش اضافه کرد. محصولاتش بهتدریج جای خود را در زندگی روزمره مردم باز کردند و نام بیک برای چند نسل ایرانی آشنا شد.
اما مسیر این کارآفرین همیشه هموار نبود. مشکلات و حوادث سالهای بعد، فعالیت صنعتی او را تحتتأثیر قرار دادند و سرانجام فاصلهای تلخ میان او و کارخانهای افتاد که برای ساختنش سالها تلاش کرده بود.
رفوگران بعدها از جداییاش از کارخانه بیک با اندوه یاد کرد؛ جداییای که آن را به از دست دادن فرزند تشبیه میکرد.
داستان علیاکبر رفوگران، روایت مردی است که از یک حجره کوچک در بازار شروع کرد و نامی ساخت که هنوز با شنیدنش، خاطرات مدرسه و روزهای کودکی زنده میشوند.
💯
شاید کمتر ایرانیای پیدا شود که دستکم یک بار با خودکار بیک ننوشته باشد؛ همان خودکار سادهای که سالها پای برگههای امتحان، دفترهای مشق و امضاهای ما بود.
اما پشت این نام آشنا، داستان مردی از بازار تهران قرار دارد: علیاکبر رفوگران.
او از کودکی در حجره لوازمالتحریر پدرش کار میکرد و در کنار کار، زبان انگلیسی میآموخت. روحیهای خلاق و بلندپرواز داشت و همیشه به فکر راهی تازه برای پیشرفت بود.
پس از موفقیت در تجارت نوشتافزار، به فکر تولید خودکار در ایران افتاد. او توانست اعتماد شرکت فرانسوی بیک را جلب کند و در دهه ۱۳۴۰، کارخانه تولید خودکار بیک را در تهران راهاندازی کند.
فعالیتهای او به همینجا ختم نشد؛ تولید مداد سوسمارنشان و سپس عطر بیک را نیز به کسبوکارش اضافه کرد. محصولاتش بهتدریج جای خود را در زندگی روزمره مردم باز کردند و نام بیک برای چند نسل ایرانی آشنا شد.
اما مسیر این کارآفرین همیشه هموار نبود. مشکلات و حوادث سالهای بعد، فعالیت صنعتی او را تحتتأثیر قرار دادند و سرانجام فاصلهای تلخ میان او و کارخانهای افتاد که برای ساختنش سالها تلاش کرده بود.
رفوگران بعدها از جداییاش از کارخانه بیک با اندوه یاد کرد؛ جداییای که آن را به از دست دادن فرزند تشبیه میکرد.
داستان علیاکبر رفوگران، روایت مردی است که از یک حجره کوچک در بازار شروع کرد و نامی ساخت که هنوز با شنیدنش، خاطرات مدرسه و روزهای کودکی زنده میشوند.
💯
- ۲۱۱
- ۰۳ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط