{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل هر روز از تماشای تو بالا می روم

مثل هر روز از تماشای تو بالا می روم
با خیال خوب چشمانت به دریا می روم

ماهی سرخ لبانت با حباب آرزو
می زند نقشی بر آب و من به رویا می روم

روبه روی آینه دستم به مویت بند ماند
این گره را باز اگر سازی به اغما می روم

شانه ات در امتداد شانه ام قد می کشد
در پناه سایه ات با شوق فردا می روم

یک کبوتر از شبستان دلم پرواز کرد
با همان بال سپیدش تا ثریا می روم

در طنین خاطراتت اوج می گیرم ولی
با صدای زنگ ساعت من به یغما می روم
دیدگاه ها (۱)

من آمده ام بدرقه ات "کاش بمانی"این زمزمه ام بود ولی زیر زبان...

دل به او دادم بگفتا دست و دلبازی مکنگفتم ای جان...

مشکی ترین ستاره‌ی شبهاست چشم توشاید خسوف کامل دنیاست چشم توض...

دیشب ترا بوسیدمت وقتی که چشمت خواب بود وقتی که دنیا ، غرق د...

سناریو: ماه سرخ

مثل هر روز از تماشای تو بالا می رومبا خیال خوب چشمانت به دری...

مثل هر روز از تماشای تو بالا می رومبا خیال خوب چشمانت به دری...

مثل هر روز از تماشای تو بالا می رومبا خیال خوب چشمانت به دری...

سرم شانه ات را میخواهد..شانه هایم در انتظار توست..کجاست حس ل...

چرا مردت نباشم...وقتی رنگ دلتنگی ات را کمرنگ میکنم!وقتی جلوی...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

هرمز فرهادی بابادی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط