کاش تویِ اتاقم یه جنگل داشتم

کاش تویِ اتاقم یه جنگل داشتم
بعد هروقت که دلم میگرفت
درِ کمدمو باز میکردم،
و..
جلوم فقط درخت بود
سبزِ سبز !
اونقدر میرفتم جلو که دیگه آدمارو نبینم
شهری نباشه؛
من باشم و
یه سبز مطلق!
کاش آهنگایِ بیکلاممو درختا حفظ بودن
با برگاشون برام موسیقی میزدن
مثلِ کلاویه های پیانو..



| #نیل‌نوشت |
دیدگاه ها (۷)

رمان باران Part 3

ات : ( لباس ات اسلاید دو ) که یهو تهیونگ جلوم سبز شد از اونج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط