{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو جیا

ویو جیا
بسمت راننده رفتمم
جیا: سلااااااممم
راننده: چطوری فسقلی
جیا: عالیم ببین چی کشیدم
نقاشیو بش نشون دادم
راننده: افرییننن چه کردی
حیا: منتظر چی زود بریم خونه ب تهیونگ و جونگ کوک نشون بدم بدووو
راننده: باشه کوچولو
وقتی رسیدیم از شانسم خونه بودن
ولی تهیونگ تو گوشی بودو
جونگ کوک با گوشی حرف میزد
بدو بدو رفتم سمت تهیونگ
جیا : سلام( ذوق
تهیونگ ی نگا بم کردو بر گشت تو گوشی
ته: چطوری؟
جیا: خیلی خ بمم تهیونگیی( ناز و گوگولی
ته: هوم؟
جیا :ببین چی کشیدم قشنگ شده؟
نقاشیو نشون دادم
با دیدنش گوشیو گزاش کنار و با نیش خند برگه رو ازم گرفتو بش نگا میکرد
ته: خوبه افرین ولی اینو بدون ما نمیتونیم خانواده باشیم ( نیشخند) قووه ی تخیلت و دوست دارم( سرد و تیکه )
تهیونگ پاشد رف
منم هیچی نگفتم شاید راس میگف رفتم‌پیش جونگ کوک
کوک درحال حرف زدن با گوشی بود
جیا: کوک
جیا: کوکی
ولی کوک هعی دور میشدو گوش نیمداد
جیا: جونگ کوک
جیا: ج
دیدگاه ها (۰)

ویو جیا جیا: جئون جونگ کوکک( داد * توجه کردید جیا سلیطس*کوک:...

ویو تهیونگ * ساعت ۹شب*تو پذیرایی نشسته بودیم کوک: تهیونگ ته:...

ویو جیا وقتی ب من رسید معلم: خب معرفی کن خودتوو جیا: من جونگ...

ویو جیا وقتی ب من رسید معلم: خب معرفی کن خودتوو جیا: من جونگ...

ویو ات: با الارم گوشیم بیدار شدم رفتم دستشویی کارای لازم کرد...

پسر بد (51)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط