{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مکن سراغ غبار ز پا نشستهٔ ما را

مکن سراغ غبار ز پا نشستهٔ ما را

رسیده‌ ...گیر به عنقا پر شکستهٔ ما را

گذشته‌ایم به پیری ز صیدگاه فضولی
چو درنگ گاهی بدیدیم جوانگاه فزونی
بس است ناوک عبرت زه‌ گسستهٔ ما را

فراهم آمدن رنگ خالُ و خَشِ بو ثبات ندارد
چو نقش و نگار مار را
به رشتهٔ عنق رگ‌ راست بسته‌اند قلم پَرِ مارا

هوای‌ گلشن فردوس در قفس بنشاند

خیال در پس زانوی دل نشستهٔ ما را

ز دام چرخ پس از مرگ هم‌ کجاست رهایی

به حساب‌آنِ کیست به مجمر سپند دان شکسته ما را ...
دیدگاه ها (۲)

کبری اسدی نیازی

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها باز این چه شورش است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط