فن فیک * زندگی دوباره
پارت16
* اندر خانه سانو ها
* ویو فویو
خوب اگه فکر کردید الان رو تختم دراز کشیدن دارم با عضای بدنم زر می زنم سخت در اشتباهی .... من الان تو خونه سانو ها بین چند تا کراش... نه انسان شرافت مند ام که دارن با نگاه هاشون من رو می خورنننننن 😣 باور کن خیلی ترسناک نگاه می کنن 😨
فویو : .... عههه ... عزیزان نمی خواین چیزی بگید 😅
چیفویو : چه جوری اون اتفاق افتاد😡 * نگاه برخیزی
فویو : دقیقا کدومشون 😅
مایکی : مگه دفه های دیگه ای هم بوده😠😲
فویو : ....سوتی دادم😅
باجی : یعنی قبلا هم اتفاق افتادههههه 😲
فویو : یه چند باری 😅
ایزانا : چند بارررررر😠😠😲
فویو : ولی همه شون رو له کردم 😄
دراکن : ... مدرسه ات رو عوض کن 😑
فویو : آها باش.... چیییییییی؟😲
کاکوچو : راست می گه باید توی یه مدرسه باشی که ما هم اون جا باشیم 😐
باجی : بیا مدرسه ما تازه چیفویو هم هست😉
مایکی : نه بیا مدرسه ما هر کس نزدیکت شد از هستی نابودش می کنم😡
ایزانا : برو مدرسه کاکوچو من همیشه انجام 😌
مایکی : تو اصلا اینجا چی کار می کنی😑
ایزانا : خواهر برادرم اینجان مثلا 😑
*باز شدن در
شین : ما امدیم 🚬
اما : چه عجب من شما رو باهم دیدم 😕 * اشاره به ایزانا و مایکی
شین : این ها رو ولش کن چرا چیفویو اون وسط مثل سوسک نشسته😕
فویو : بفهممممم نفهممم من فویو ام بعد شم سوسک خودتی بی تر ادب😡 (بی تربیت + بی ادب )
شین : خوب آقا یه نشونه بزار من بفهمم کی به کیه 😑
فویو : .... من یه نشونه خوب بلدم که بفهمی کی به کیه 😈
شین : چه نشونه ای😕
فویو : * نشون دادن انگشت فا.ک
همه :.....
همه تا ابد :.....
دارکن : این همیشه انقد با ادب بود 😑
چیفویو : امروز با ادب تر هم شده 😑
شین : نگفتی چرا بین اینا نشستی 😕🚬
فویو : * تعریف کردن ماجرا
شین : * در حال زنگی زدن 📱
شین : الو واکا کل عضا رو جمع کن می خوایم بریم یه جایی 😡
فویو : به خدا اونا الان داخل بیمارستان هستن 😑
مایکی : اونا آره ولی اونایی که قبلا بهت دست درازی کردن نه😈
فویو : * اند هپروت
مغز : الو کجایی... اوی خانم ؟
*ها چیه کیه ... بعدشم من الان پسرم 😑
مغز : روحت که دختره 😑
قلب : این ها رو ولش چرا رفتی تو هپروت 😕
* داشتم خودم رو با مویی که تا گردن رسیده و سیاه شده و پاینش سفیده تصور می کردم 😍
نخا : ولی از حق نگذریم سلیقه چیفویو هم خوبه ها 😕
مغز : به هر حال نامزد من تو سرشه 😏
* هااااااانننننننن 😲
نخا : رفتی با خارجی یا لاس زدی😈
* آقا در جریان هستی که من برادر چیفویو هستم😑
مغز : چه اشکالی داره😕
گوش : آقا یواش تر چند نفر دادن صدات می کنن 😑
* اندر هپروت
مغز : این دوباره رفت رو ابرا 😑 قلب تیر بکش این بیاد بیرو 😈
قلب : باشه 😈
* آخ مادر جان چته 😠
گوش : آقا دادن صدات می کنن 😡
* خوردن به زمین
* اندر خانه سانو ها
* ویو فویو
خوب اگه فکر کردید الان رو تختم دراز کشیدن دارم با عضای بدنم زر می زنم سخت در اشتباهی .... من الان تو خونه سانو ها بین چند تا کراش... نه انسان شرافت مند ام که دارن با نگاه هاشون من رو می خورنننننن 😣 باور کن خیلی ترسناک نگاه می کنن 😨
فویو : .... عههه ... عزیزان نمی خواین چیزی بگید 😅
چیفویو : چه جوری اون اتفاق افتاد😡 * نگاه برخیزی
فویو : دقیقا کدومشون 😅
مایکی : مگه دفه های دیگه ای هم بوده😠😲
فویو : ....سوتی دادم😅
باجی : یعنی قبلا هم اتفاق افتادههههه 😲
فویو : یه چند باری 😅
ایزانا : چند بارررررر😠😠😲
فویو : ولی همه شون رو له کردم 😄
دراکن : ... مدرسه ات رو عوض کن 😑
فویو : آها باش.... چیییییییی؟😲
کاکوچو : راست می گه باید توی یه مدرسه باشی که ما هم اون جا باشیم 😐
باجی : بیا مدرسه ما تازه چیفویو هم هست😉
مایکی : نه بیا مدرسه ما هر کس نزدیکت شد از هستی نابودش می کنم😡
ایزانا : برو مدرسه کاکوچو من همیشه انجام 😌
مایکی : تو اصلا اینجا چی کار می کنی😑
ایزانا : خواهر برادرم اینجان مثلا 😑
*باز شدن در
شین : ما امدیم 🚬
اما : چه عجب من شما رو باهم دیدم 😕 * اشاره به ایزانا و مایکی
شین : این ها رو ولش کن چرا چیفویو اون وسط مثل سوسک نشسته😕
فویو : بفهممممم نفهممم من فویو ام بعد شم سوسک خودتی بی تر ادب😡 (بی تربیت + بی ادب )
شین : خوب آقا یه نشونه بزار من بفهمم کی به کیه 😑
فویو : .... من یه نشونه خوب بلدم که بفهمی کی به کیه 😈
شین : چه نشونه ای😕
فویو : * نشون دادن انگشت فا.ک
همه :.....
همه تا ابد :.....
دارکن : این همیشه انقد با ادب بود 😑
چیفویو : امروز با ادب تر هم شده 😑
شین : نگفتی چرا بین اینا نشستی 😕🚬
فویو : * تعریف کردن ماجرا
شین : * در حال زنگی زدن 📱
شین : الو واکا کل عضا رو جمع کن می خوایم بریم یه جایی 😡
فویو : به خدا اونا الان داخل بیمارستان هستن 😑
مایکی : اونا آره ولی اونایی که قبلا بهت دست درازی کردن نه😈
فویو : * اند هپروت
مغز : الو کجایی... اوی خانم ؟
*ها چیه کیه ... بعدشم من الان پسرم 😑
مغز : روحت که دختره 😑
قلب : این ها رو ولش چرا رفتی تو هپروت 😕
* داشتم خودم رو با مویی که تا گردن رسیده و سیاه شده و پاینش سفیده تصور می کردم 😍
نخا : ولی از حق نگذریم سلیقه چیفویو هم خوبه ها 😕
مغز : به هر حال نامزد من تو سرشه 😏
* هااااااانننننننن 😲
نخا : رفتی با خارجی یا لاس زدی😈
* آقا در جریان هستی که من برادر چیفویو هستم😑
مغز : چه اشکالی داره😕
گوش : آقا یواش تر چند نفر دادن صدات می کنن 😑
* اندر هپروت
مغز : این دوباره رفت رو ابرا 😑 قلب تیر بکش این بیاد بیرو 😈
قلب : باشه 😈
* آخ مادر جان چته 😠
گوش : آقا دادن صدات می کنن 😡
* خوردن به زمین
۵.۴k
۰۳ مرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.