¹⁰

¹⁰
«ویو کوک»
امروز قرار بود با تهیونگ بار بریم
لباسو پوشیدم به سمت بار رفتم قرار شد اونجا تهیونگ رو ببینم

به بار که رسیدم ماشینو پارک کردم به داخل بار رفتم کلی دختر به طبق معلوم هرزه بودن پر بود( 💩کصشر گفتنمو)
روی یکی از میز ها نشستم منتظر ته یونگ موندم

از ماشین پیاده شدیم به سمت بار رفتیم
+هوففقففف این بیرون هم بویی الکل میاد
×قرنزن بیا
رفتم تو حالم داشت بهم میخوره بویی الکل مشروب سیگار باهم بویی بدی رو ترکیب کرده بود

روی یکی از میز ها نشستیم به دور بر نگاه میکردم که چشمم به یکی خورد چی اون اون کوکه

+یونا
×هوم
+اونجارو اون اون کوکه
×چی نه بابا
برگشت
×اینجا چیکار داره ولش
+هوم
سرمو اوردم پایین

_هوففف تهیونگ کجایی
#سلام
_امدی اه
#خو چیکار کنم
الکلمو از رو میز برداشتم سر کشیدم به هرزه های دور برم که داشتن برای بقیه عشوه میومدن نگاه میکردم که چشمم به یکی خورد
_ا.ت
#چی
_اونارو( پوزخند)
تهیونگ برگشت
#هه

(کوک ویو)
دقیقن چشمام داشت چی میدید اون ا.ت بود با این لباس اه چه چیزی شده بود(دارم جر میخورم )نمیدونم چرا ولی فقد حواسم بهش بود کسی نزدیکش نشه
#داش چرا هی نگاه میکنی
_......
دیدگاه ها (۴۹)

اسلاید بعد لباس پسرا برای باربزن بریم ؟؟لتس گو (تابع قوانین ...

روانی من پارت 5ویو کوک صبح بانوی که از پنجره کوچیک داخل سلو...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و p25ویو هیونجین اه ات چرا ن...

💜 پارت سوم | چیزی که تهیونگ فهمیدتهیونگ هنوز با همان لبخند ش...

پارت بیست و سومولی جونگکوک اونجا نبود تهیونگ با خودش گفت شای...

True Love②⑤تهیونگ: نه نرو من دو روز پیش درخواست پرستار دادم ...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

پارت اول | «استاد کیم»صدای زنگ دانشگاه که در راهرو پیچید، با...

فیک تهیونگ

آواز عشق♣️part 5♣️ا/ت ویوسوار آسانسور شدیم و رسیدیم پایین و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط