بیا برویم...

بیا برویم...

پشت پرچین خیالات دلمان
کلبه ای به وسعت اشک پابرجاست...

سهم ما یک وجب طراوت باران
و انبوهی از یاسهای دیدار...

قرار بوسه های مهتاب
بر تن پوش نازک احساس...

بیا برویم...

اینجا برای نوازش بستر چشمهایمان
اشکی نخواهد بود

و سایه ها شاید
عبور مارا فراموش روزگار کنند...

پروانه وار بچرخیم
برطلوع شبنم باران...

و لذت طنین دلنواز نگاهت
آرام بر نبض زمان بنشیند به عشق...

بیا برویم...

دیریست دستان ما
حسرت لمس بنفشه ها را زمزمه میکنند

دیگر تاب و توان التماسی نیست
من،تنها تمام تو را التماس آمدنت خواهم کرد...

تنها...بیا برویم.
دیدگاه ها (۵)

بیا برویم...پشت پرچین خیالات دلمانکلبه ای به وسعت اشک پابرجا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط