پارت ۶
بلاخره روزی رسید که...
واکس:من...میگم میای یه گروه باشیم؟
الستور:گروه؟
*الستور درحال خندیدن*
الستور:احمق شدی واکس؟ ازت انتظار نداشتم
واکس:م...ن..من فکر میکردم تا اینجاش دوستیم!؟
الستور:دوست؟ من هیچ وقت دوستی تو جهنم نداشتم! حالا تو میگی که... باهم دوستیم؟
*الستور درحال دوباره خندیدن*
الستور: من میرم به احمق بازی در آوردن امروزت فکر کن
واکس پچ پچ کنان گفت:لعنت...بهت الستور
.
.
.
.
ادامه دارد...
واکس:من...میگم میای یه گروه باشیم؟
الستور:گروه؟
*الستور درحال خندیدن*
الستور:احمق شدی واکس؟ ازت انتظار نداشتم
واکس:م...ن..من فکر میکردم تا اینجاش دوستیم!؟
الستور:دوست؟ من هیچ وقت دوستی تو جهنم نداشتم! حالا تو میگی که... باهم دوستیم؟
*الستور درحال دوباره خندیدن*
الستور: من میرم به احمق بازی در آوردن امروزت فکر کن
واکس پچ پچ کنان گفت:لعنت...بهت الستور
.
.
.
.
ادامه دارد...
- ۴۰۹
- ۰۵ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط