.

.
.
یادم نیست
اول
چادرم بود
که سایه سارم شد
یا من
بودم
که زیرش
پناه گرفتم
..
هرچه که بود
هرچه که هست
ما حالا با همیم

او مرا در آغوش میکشد
و
من
به
او
آرام!
.
.
دیدگاه ها (۱)

گفته بودم حالِ آرامِ مرا باور مکنگریه هرچه بی صداتر، سوز و آ...

یادم می آید،نگران بودم که تنهایم بگذاری،مرا در اغوش گرفتی و ...

بعضی عشق‌ها از جنسِ حرف نیستند؛ از جنسِ امنیت‌اند... حرف نمی...

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

ꪑꪖ𝕣ⅈꪖꪑ :https://cdn.imgurl.ir/uploads/v316866_Snapchat-18358...

ꪑꪖ𝕣ⅈꪖꪑ :https://cdn.imgurl.ir/uploads/v316866_Snapchat-18358...

ꪑꪖ𝕣ⅈꪖꪑ :https://cdn.imgurl.ir/uploads/v316866_Snapchat-18358...

مهم نیست کجای این جهآن ایستاده ای همین که #مَن دستآن #طُ را ...

‌نذر کرده اميک روزی که خوشحال تر بودمبيايم و بنويسم کهزندگی ...

پارت چهارم حالا دیگر خبری از ماریا‌ی ترسان نبود. کنارش ایستا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط