دیگه قرار نیست آخر این فیک رو بنویسم فقط خلاصش این بود که
دیگه قرار نیست آخر این فیک رو بنویسم فقط خلاصش این بود که رضا شرکت مبینا رو پلمپ کرد بعد براش کلی مزاحمت ایجاد کرد تا اینکه یبار عمدی با ماشین بهش زد و مبینا بعد از چند ماه تو کما میمیره علی هم افسرده میشه جیمین هم وقتی بهش میگن مبینا مرده ضربه روحی روانی میخوره و تموم میشه فیک
- ۳.۴k
- ۰۷ اسفند ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط