ملاعلی همدانی خدمت حاج شیخ حسنعلی نخودکی رسید و تقاضای مو
ملاعلی همدانی خدمت حاج شیخ حسنعلی نخودکی رسید و تقاضای موعظه کرد.
شیخ فرمود:
مرنج و مرنجان!
ملا علی عرض کرد:
مرنجان راحت است، اما مرنج را چکار کنیم؟
شیخ فرموند:
خودت را کسی ندان!
یادمان باشد که:
حق الناس همیشه پول نیست
گاهی دل است
دلی که باید به دست می آوردیم و نیاوردیم! دلی که باید می دادیم و ندادیم!
دلی را که شکستیم و رها کردیم!
دلهای غمگینی که بی تفاوت از کنارشان گذشتیم!
خدا از هرچه بگذرد از حق الناس نمی گذرد.
بیایید حواسمان باشد که:
ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺯباﻥ ﻣﯿﺸود ﻣﺴﺨﺮﻩ ﮐﺮﺩ
و ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺯباﻥ ﻣﯿﺸود ﺭﻭﺣﯿﻪ ﺩﺍﺩ
ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺯباﻥ ﻣﯿﺸود ﺍﯾﺮﺍﺩ ﮔﺮﻓﺖ
و با ﻫﻤﯿﻦ ﺯباﻥ ﻣﯿﺸود ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩ
ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺯباﻥ ﻣﯿﺸود ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺖ
و ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺯباﻥ ﻣﯿﺸود ﺩﻟﺪﺍﺭﯼ ﺩﺍﺩ
ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺯباﻥ ﻣﯿﺸود ﺁﺑﺮﻭ ﺑﺮﺩ
و ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺯباﻥ ﻣﯿﺸود ﺁﺑﺮﻭ ﺧﺮﯾﺪ
و با همین زبان میشود آتش زد
و با همین زبان میشود آتش را خاموش کرد
...
پس حواسم هست و باید باشد که چه میکنم
و خوشا به سعادتتان که اینگونه اید...
شیخ فرمود:
مرنج و مرنجان!
ملا علی عرض کرد:
مرنجان راحت است، اما مرنج را چکار کنیم؟
شیخ فرموند:
خودت را کسی ندان!
یادمان باشد که:
حق الناس همیشه پول نیست
گاهی دل است
دلی که باید به دست می آوردیم و نیاوردیم! دلی که باید می دادیم و ندادیم!
دلی را که شکستیم و رها کردیم!
دلهای غمگینی که بی تفاوت از کنارشان گذشتیم!
خدا از هرچه بگذرد از حق الناس نمی گذرد.
بیایید حواسمان باشد که:
ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺯباﻥ ﻣﯿﺸود ﻣﺴﺨﺮﻩ ﮐﺮﺩ
و ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺯباﻥ ﻣﯿﺸود ﺭﻭﺣﯿﻪ ﺩﺍﺩ
ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺯباﻥ ﻣﯿﺸود ﺍﯾﺮﺍﺩ ﮔﺮﻓﺖ
و با ﻫﻤﯿﻦ ﺯباﻥ ﻣﯿﺸود ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩ
ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺯباﻥ ﻣﯿﺸود ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺖ
و ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺯباﻥ ﻣﯿﺸود ﺩﻟﺪﺍﺭﯼ ﺩﺍﺩ
ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺯباﻥ ﻣﯿﺸود ﺁﺑﺮﻭ ﺑﺮﺩ
و ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺯباﻥ ﻣﯿﺸود ﺁﺑﺮﻭ ﺧﺮﯾﺪ
و با همین زبان میشود آتش زد
و با همین زبان میشود آتش را خاموش کرد
...
پس حواسم هست و باید باشد که چه میکنم
و خوشا به سعادتتان که اینگونه اید...
- ۹۷۰
- ۱۲ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط